احادیث و سخنان

احادیث اعتقادی امام عسکری

یکی از مهمترین وظایف انبیا و اولیا علیهمالسلام هدایت فکری مردم به سوی خدای متعال بوده و هست. سفیران حق از هر مجالی برای انجام این امر بهرهگیری میکردند و مردم را با هدایت درست فکری به همان چیزی فرامیخواندند که فطرت درونی آنها میکشاند. ولکن غفلتها و پیروی از هوا و هوس، آنها را از راه حق دور میکرد یا شماری ظالم هواپرست آگاهانه در باورداشتهای مردم اختلال ایجاد میکردند تا به اهداف مادی و دنیوی شوم خود برسند. به این جهت انبیا و اولیا با همت والای خویش مردم را به سوی خدای یگانه فرامیخواندند تا آنها را از رقیت به در آورند و همهی سفیران خدا در این امر مقدس هدفی مشترک داشتند. چنانکه خداوند سبحان در کتاب عزیزش میفرماید: و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون [۳۵۰] . پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که خدایی جز خدای یگانه نیست، پس من – خدای یگانه – را بپرستید. پس هر نبی و وصی موظف است که مردم را به سوی حق بخواند و شبهات باورداشتی آنها را رفع کند. امام نیز رسالت خویش را در این زمینه انجام میداد و در آن شرایط، به راهنمایی و هدایت فکری و باورداشتی آنها میپرداخت که تفصیل این سخن را در فصل مبارزه با شبهات و انحرافات ذکر کردیم و در اینجا نیز چند حدیث باورداشتی میآوریم که از ناحیهی مقدس حضرت وارد شده است: ۱- سهیل بن زیاد میگوید در ضمن نامهای به امام عسکری علیهالسلام نوشتم که اصحاب ما دربارهی توحید دچار اختلاف و تردید شدند؛ برخی از آنها قایلند که خدا جسم است و برخی قایلند که صورت است.ای سرور من، اگر حقیقت امر را به من تعلیم نمایی تا آگاهی از آن بیابم بر بندهی خویش منت نهادهای. امام با خط خویش نوشت: سالت عن التوحید و هذا عنکم معزول، الله واحد احد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد، خالق لیس بمخلوق، یخلق الله تبارک و تعالی مایشاء من الاجسام و غیرذلک و یصور ما یشاء و لیس بمصور جل ثناوه و تقدست اسمائه، و تعالی ان یکون له شبیه، هو لاغیر، لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر [۳۵۱] . [ صفحه ۲۰۴] یعنی از توحید پرسش کردی در حالی که حقیقت این امر از شما دور است، و توان درک آن را ندارید. خداوند یگانه و یکتاست. نزاده است و زاییده نشده است و برای او هیچ کفو و همتایی نیست. او خالق است نه مخلوق، خلق میکند هر جسمی را که بخواهد و تصویر میکند هر صورتی را که بخواهد و اراده کند. او صورت نیست، ثنا و ستایش او عظیم است و اسمائش مقدس است و او منزه است از اینکه برایش شبیهی باشد. او خداست و غیرخدا نیست. هیچ چیز مثل او نیست و او سمیع و بصیر است. در این حدیث شریف امام به حقیقت مسلمی اشاره میکند و آن این است که درک ژرفا و حقیقت خالق هستی بخش، برای ما انسانها دشوار است ولکن سائل را در حیرت وانمیگذارد، بلکه توحید را برایش به گونهای شرح میدهد که مفهوم و درک شدنی باشد. ضمن اینکه بیان میکند او جسم و صورت نیست و هر آنچه شما دربارهی او تصویر میکنید از حقیقت به دور است هو لاغیر، لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر ۲- در توحید صدوق آمده است که یعقوب بن اسحاق به امام حسن علیهالسلام نوشت یابن رسول الله: چگونه بنده، خدایش را عبادت میکند در حالی که او را نمیبیند؟ امام در پاسخ نوشت ای ابویوسف، بزرگ و بلند مرتبه است سرور و مولا و منعم بر من و پدرانم از اینکه دیده شود. و هم او میگوید از حضرتش پرسش کردم آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله پروردگارش را دیده است؟ حضرتش در پاسخم نوشت: براستی که خدای تبارک و تعالی نشان داد به رسولش از نور عظمت خویش آنچه دوست میداشت [۳۵۲] . البته در توحید صدوق (ره) احادیث دیگری از حضرت عسکری علیهالسلام در باب باورداشتها ذکر شده است که ما از ذکر آن خودداری کردیم چرا که در سند آنها ابویعقوب یوسف بن محمد بن زیاد و ابوالحسن علی بن محمد بن سیار و محمد بن القاسم استرآبادی واقع شدند، که برخی از متقدمان و متاخران آنها را مجهول الحال میدانند [۳۵۳] ولی با این حال متذکر میشویم که این احادیث شریفه محتوای والایی دارد و حضرت هم آنها را از پدران خویش نقل کرده است که نظیر آن را در کلمات امام صادق علیهالسلام میبینیم [۳۵۴] . [ صفحه ۲۰۵]
نقش وکلای حضرت در اخذ وجوهات و ارتباط با مردم
با گسترش سریع و غیرمنتظرهی اسلام در سراسر جهان، ارتباط مستقیم ائمه علیهمالسلام با مردم و ارتباط مردم با مقتدایشان چندان آسان نبود؛ چرا که میان امام علیهالسلام و امت او گاه صدها فرسنگ فاصله بود و از آنجا که مردم باید دستورها و احکام دینی خویش را از ائمه بیاموزند و در دین و دنیای خویش از آنها پیروی کنند و ارتباط حضوری برای آنها میسر نبود، در درازای تاریخ شیعی ائمه نمایندگانی را معرفی میکردند تا مردم معارف دینی خویش را از آنها بیاموزند یا معالم دینی را بر آنها عرضه کنند، تا آنها باورداشتها و معارف مردم را تصحیح کنند. از سوی دیگر، بر پایهی احکام شریعت مقدس اسلام، بر هر مسلمانی واجب است که حقوق شرعی ائمه را به آنها بپردازد و چون برای همهی مسلمانان ممکن نبود که حضورا به خدمت امامشان برسند ائمه در بلاد گوناگون اسلامی نمایندگانی تعیین میکردند تا مردم حقوق واجب مالی را به آنها بسپارند تا آن اموال به امام برسد یا به اذن حضرت در راه مصالح مسلمانان مصرف شود. پس وکیل هر امامی واسطهی ارتباط میان امام و امت است و در برخی از زمانها که ائمه زیر فشار و مراقبت شدید دستگاه خلافت بودند یگانه راه مطمئن و موثق، ارتباط با ائمه علیهمالسلام از راه [ صفحه ۲۰۶] نمایندگان آنها بود که با تدابیر ویژهای با امام خویش مراوده داشتند. میتوان گفت که زمان امامت موسی بن جعفر و روزگار امام علی النقی و عصر امام عسکری علیهمالسلام از سختترین دورانی است که ارتباط مردم با امامشان بسیار دشوار بود. لذا این امامان نمایندگانی معرفی کردند تا مردم با مراجعه با آنها حقوق شرعی را به آنها بسپارند و مسائل و احکام دینی خویش را از آنها بپرسند. با نگرش دقیق و بررسی کامل زندگی حضرت عسکری علیهالسلام، متوجه میشویم که امام به قدری زیر فشار و مراقبت جاسوسان حکومت است که حتی مردم شهر سامرا جرئت تماس گرفتن با حضرت را ندارند و تمام امور دینی، اجتماعی، سیاسی مردم از طریق وکلای امام به اطلاع وی میرسید. یا اینکه مردم به وسیلهی نامه با او ارتباط برقرار میکردند و حضرت از طریق نمایندگان خویش، پاسخ نامه را به آنها میرساند و یا پیامهای خویش را به آنها ابلاغ میکرد. از آنجا که دریافت حقوق شرعی در آن شرایط حساس، مهمترین درآمد مسلمانان به شمار میرفت تعیین و معرفی وکلا، از نقش ویژهای برخوردار بود و حضرت با معرفی کردن نمایندگانی موجه و مورد وثوق و اطمینان به مردم در انجام این رسالت کوشیده است:
برگرفته از کتاب زندگی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته آقای علی اکبر جهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *