از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – افسوس که آئینه نصیبش سنگ است

افسوس که آئینه نصیبش سنگ است
در کوچه‌ی بی کسی عجب دلتنگ است

هر روز غروب خون شده قلبش که
اینقدر غروب سامرا خونرنگ است

یک عمر غریبی و اسیری سخت است
دلتنگی و بغض و سر به زیری سخت است

از چهره‌ی تو شکستگی می‌بارد
در اوج جوانی ات چه پیری سخت است

امروز که صاحبِ عزایت زهراست
چشم همه از غم تو دریا دریاست

داغ تو شکست قامت عالم را
تو رفتی و «سُرَّ مَن رَأی» بی معناست

همچون شب قدر، قدر تو مکتوم است
با تو جلوات چارده معصوم است

گفتند به طعنه حج نشد رزقت! نه
کعبه ز طواف روی تو محروم است

با قلب شکسته شرح هجران دادی
یک عمر بهانه دست باران دادی

آنقدر تو «یا حسین عطشان» گفتی
تا آخر کار تشنه لب جان دادی

دل را به مقام قرب خود راهی کن
سرشار ز عشق و شور و آگاهی کن

گاهی به نگاه خود مرا هم دریاب
یعنی تو مرا بقیه اللّهی کن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *