از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – سرّ کلیم بودن موسـی اطاعـت است

سرّ کلیم بودن موسـی اطاعـت است
“عاشق” همیشـه طور نشین عبادت است

مانوس تیـرگی شب اند اهـل نافله
ظلمت برای چشم سحر خیز عادت است

در کنج “خلوت” است مقامـات بندگی
“زندان” برای اهل مناجـات جنّت است

حرف از غریب شد که دلم گفت “یا حسن!”
بین بقیع و سامره خیلی شبـاهت است

ما بین بچه های علی فـرق نیست که
ترس یزیدیان همه “اصل ولایـت” است

هی زجر می دهند که جانـت به لب رسد
از دست زهر حال تو رو به وخامت است

بر خاک می کشند تو را این حـرامیان
این بی حیا شدن همه اش از لجاجت است

سیلی که می زنند سرت چرخ می خورد
محکم لگد زدن به تو از روی نفـرت است

بس کن نزن،زمین و زمان می خورد به هم
نفرین کند که لرزه به ارکان خلقت است

رحمت بس است،رو کن از آن هیبت خودت..
نه…، صبر در قبیله ی حـیدر وراثت است

ذکر لبم شده همه شـب “یا ابن العسکری”
می آیـد آنکه در پس اسرار غیبت است

از یُمن توست “سامره” شد “سُرّ مَن رَءآه”
سرداب سامـرای تو “باب الاجابت” است

انـگار غربت تو به پایان نمی رسد
سوغات سامرای تو تربت نه،غربت است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *