از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – شانه به درد زلف پریشان من نخورد

شانه به درد زلف پریشان من نخورد
مرهم به درد زخم گریبان من نخورد

از زهر معتمد که دو سه جرعه خورده ام
یک قطره هم نماند که از جان من نخورد

از تب سفید و زرد ز ضعف و کبود زهر
رنگی به غیر سرخ به دامان من نخورد

تاریک بس که بود شکنجه سرای من
راه ستاره نیز به زندان من نخورد

شش سال در اسارت اگر عمر من گذشت
بر خواهر اسیر که چشمان من نخورد

در شعله ای که چادر این همسرم نسوخت
یا تازیانه بر تن طفلان من نخورد

دندان من ز لرزه بر این کاسه آب خورد
چوبی دگر به گوشه ی دندان من نخورد

شاعر : رضا رسول زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *