از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – دل بیا و بزن تو فریادی

دل بیا و بزن تو فریادی
کن تو از شورِ لحظه‌ها یادی

پرده را نازِ پنجه‌هایت کن
خوش بخوان نغمه‌ای ز دلشادی

با فرشته به آسمان پر زن
تا بفهمی که دل به حق دادی

با تفکّر کمی تو نجوا کن
تا که عازم شوی بر این وادی

تا ببینی چه کرده نورِ حق
با رخِ حجتش به افرادی

جمله عاشق صفت قلندوار
ذکرِ لبها بود چه میلادی

دستشان جام و قلبشان گوید
جان فدای حسن گلِ هادی

ساقیا فصل ساغری آمد
شیعیان وقت سروری آمد

آدمی بر خودت تفخّر کن
عاشقان شاهِ دلبری آمد

یک حسن از تبارِ ثارالله
نور چشمِ پیمبری آمد

هر دو شهلا به شب زند طعنه
ماه زیبای حیدری آمد

خنده دارد حُدَیْثِه بر رویش
چون گلِ یاسِ کوثری آمد

بر سر کوچه‌ی دلم دل را
دیدم امشب قلندری آمد

گفتم او را چرا تو سرمستی
گفت میلادِ عسگری آمد

او که جانِ همه جهان باشد
هر نگاهش چو آسمان باشد

عالِمِ عالَمِ نهان باشد
نورِ چشمانِ عاشقان باشد

گلرخش کرده دیده‌ها مجنون
هر چه پیر از رخش جوان باشد

هر دو دستش گرفته بابایش
اشک شوق از بَصَر روان باشد

خالِ زیبای هاشمی مَنظَر
بر گلِ گونه‌اش نشان باشد

حیدر آرَد ملک ز سویِ حق
هدیه‌اش شمس و کهکشان باشد

از شکوه و مقام او این بس
پورِ او صاحب الزمان باشد

شاعر : حسن فطرس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *