اصحاب و شاگردان

اصحاب و شاگردان امام حسن عسکری (ع) – ابن ماهویه قزوینی

اصحاب و شاگردان امام حسن عسکری (ع) – ابن ماهویه قزوینی

فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی، از محدّثان و از اصحاب امام هادی و عسکری علیهماالسلام . از ولادت او اطلاعی در دست نیست، ولی چون برخی او را از اصحاب امام رضا علیه السلام یاد کرده اند می توان حدس زد که ولادت او در زمان امامت آن حضرت در سال ۱۸۳ هجری بوده است. قتل او در زمان امام عسکری علیه السلام حدود سال ۲۵۸ هجری به دست جنید در محله معروف «عسکر» از محلاّت سرّ من رأی روی داد. جنید، که در منابع رجالی به عنوان «قاتل فارس بن حاتم» مشهور است، با ابزاری به نام «ساطور» وی را هنگامی که از نماز مغرب برمی گشت، از پای درآورد و سپس بدون اینکه اثری از خود بر جای گذارد، در میان مردم بر سر جنازه او حاضر شد.
وی اصالتا اهل قزوین و از ذرّیّه حاتم بن ماهویه قزوینی شیعی است که در اواخر قرن دوم زندگی می کرد، اما خود او در سامرّاء اقامت داشت. از حیات علمی او چیزی نمی دانیم، اما چون که خاندان او به علم و دانش مشهورند، قویا محتمل است که وی نزد رجال این خاندان مانند طاهر بن حاتم (از اصحاب امام کاظم علیه السلام ) و سعید بن حاتم (از اصحاب امام رضا علیه السلام ) به تحصیل علم پرداخته و پرورش یافته باشد. برادر او، احمد بن حاتم از رجال موثّق شیعه است و احادیث بسیاری از او در منابع شیعه به چشم می خورد، ولی خود او و برادر دیگرش، طاهر بن حاتم در منابع رجالی توثیق نشده و فردی «فاسد المذهب» و «غالی» معرفی شده اند. به گفته نجاشی، احادیث او در منابع شیعه بسیار اندک و متروک است. وی همچون برادرش، طاهر، در آغاز دارای عقیده ای سالم و مستقیم الحال بود، اما در زمان امام هادی علیه السلام منحرف شد و به دلیل اعتقاد فاسدی که پیدا کرده بود، از سوی امام هادی علیه السلام در سال ۲۵۰ هجری توقیع لعن در حق او صادر شد. اعتقاد او بر این بود که وی نماینده ابوجعفر محمّد فرزند امام هادی علیه السلام است و چون ابوجعفر در حیات امام هادی (چهار سال و ده ماه قبل از وفات امام هادی علیه السلام از دنیا رفت، وی ادعای امامت کرد و در همین فرصت بود که جعفر کذّاب، فرزند امام عسکری علیه السلام ، نیز ادعا کرد که وی پس از فارس، نماینده ابوجعفر است. مردم نیز در اثر ادعای آنان، دچار تفرقه شدند و آشفتگی شدیدی در بین شیعیان پدیدار گشت. امام هادی علیه السلام در ضمن نامه ای، علی بن عمرو قزوینی را مأمور کرد تا عقاید فاسد او را به همه مردم اعلام کند. در بعضی از منابع آمده است که امام هادی علیه السلام دستور قتل او را صادر کرد و او در پی این دستور، به همراه جعفر کذّاب به کوفه گریخت و تا زمان وفات امام عسکری (شهادت: ۲۶۰ ق) در آنجا بود.
کشّی در رجال خود می گوید: «وی اهل فتنه بود و مردم را فریب می داد و آنان را به بدعت دعوت می نمود. از این رو، ابوالحسن هادی علیه السلام دستور قتل او را صادر کرد و برای قاتل او بهشت را ضمانت نمود. وی در جهت دعاوی باطل خود، پیروانی پیدا کرد و کسانی همچون عبّاس بن صدقه، ابوالعبّاس طرنانی و ابوعبداللّه کندی، معروف به «شاه رئیس»، در جهت اهداف او کار می کردند. همچنین در زمان او بود که افرادی مانند حسن بن محمّد بن بابا، معروف به «ابن باباقمی» و محمّد بن نصیر نمیری با یکدیگر هم داستان شدند و امام هادی علیه السلام هر سه آن ها را لعن فرمود.
از استادان و مشایخ او در منابع چیزی ذکر نشده است، اما روایات اندک او، بیشتر از امامان عصر خویش بوده است. از کسانی که از او روایت دارد، می توان محمّد بن عیسی بن عبید را نام برد. تألیفات او الرّدّ علی الواقفه، کتاب الحروب، کتاب التفضیل، الرّدّ علی الاسماعیلیه و کتاب عدد الائمّه علیه السلام من حساب الجمل هستند. برخی از کتاب های او مانند کتاب التفضیل و عدد الائمه علیه السلام در زمانی نوشته شده اند که وی هنوز منحرف نشده بود. از این رو، در این دو کتاب، اعتقاد به امامت و افضلیت ائمّه اطهار علیه السلام را اثبات کرده و تعداد معصومان علیهم السلام را چهارده نفر معرفی کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *