سیره عملی و رفتاری, نقش اجتماعی

امام حسن عسکری (ع) مشکل گشای محرومان

امام حسن عسکری (ع) مشکل گشای محرومان

امام عسکری علیه السلام در طول ۲۸ سال عمر پربار خویش علاوه بر اینکه در تداوم راه نبوت و امامت نهایت تلاش خود را به کار گرفت و با تربیت شاگردان ممتاز و رهنمودهای خردمندانه خویش شایسته ترین خدمات را به امت اسلامی عرضه نمود، به عنوان امام امت و غمخوار ملت از هیچ کوششی در راه رفع گرفتاری ها و مشکلات مسلمانان به ویژه شیعیان فرو گذاری نکرد. آنچه در زیر می خوانید، نمونه هایی از تلاش ها و عنایات آن حضرت در این زمینه می باشد.
۱- حسن بن ظریف کوفی، یکی از یاران امام عسکری علیه السلام است که در شهر بغداد ساکن بود.
وی می گوید در ذهن من دو سؤال بود که می خواستم به صورت مکاتبه ای از امام عسکری علیه السلام سؤال کنم. هنگام نوشتن نامه یکی از مسائل را فراموش کردم، اما مساله دیگر را طرح کرده و از محضر آن حضرت خواستار پاسخ شدم.
سؤال اول من این بود که: حضرت قائم علیه السلام هنگام ظهور در میان مردم چگونه و در کجا داوری و قضاوت خواهد کرد؟ و می خواستم در مورد معالجه تب ربع (که یکروز در میان به سراغ بیمار می آید) دوایی از آن حضرت طلب کنم، ولی فراموش کردم.
جواب نامه ام که آمد نوشته بود: از چگونگی قضاوت امام قائم علیه السلام پرسیدی. چون او قیام کند به علم خود در میان مردم داوری کند; مانند داوری های حضرت داود علیه السلام و گواه نخواهد. و می خواستی از علاج بیماری تب ربع بپرسی و فراموش کردی، برای معالجه تب، این آیه را در ورقه ای بنویس و به همراه شخص بیمار قرار ده: «یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم »
طبق فرموده امام عسکری علیه السلام این آیه را نوشته و به همراه بیمار گذاشتم، خوب شد.
۲- ابوهاشم جعفری، از شاگردان آن حضرت می گوید: روزی از فشار زندگی و فقر مادی به آن حضرت شکایت کردم. امام علیه السلام با تازیانه اش خطی بر روی زمین کشید و یک شمش طلا از آن بیرون آورد که در حدود پانصد اشرفی بود. سپس آن را به من داد و فرمود: «یا ابا هاشم! خذ واعذرنا; ای ابوهاشم! بگیر و ما را معذور دار.»
۳- ابوحمزه نصیر، خدمتگزار آن حضرت می گوید: بارها شنیدم که امام حسن عسکری علیه السلام با غلامان ترک و رومی و صقالبی (زبان مردم بلغار و قسطنطنیه و چکسلواکی و یوگسلاوی)، به زبان خود آنان سخن می گفت و ضمن احوالپرسی، به درد دل ها و مشکلات آنان گوش می داد. من تعجب می کردم و با خود می گفتم: حضرت عسکری در مدینه متولد شده و تا هنگام رحلت پدرش (امام هادی علیه السلام) جایی نرفت و کسی او را ندید تا درس بخواند یا با اهل این زبان ها مکالمه نماید، پس چگونه به زبان های مختلف سخن می گوید؟
در همین فکر بودم که ناگاه آن حضرت متوجه من شد و فرمود: «ان الله تبارک و تعالی بین حجته من سائر خلقه بکل شی ء و یعطیه اللغات و معرفه الانساب و الآجال والحوادث و لولا ذلک لم یکن بین الحجه والمحجوج فرق همانا خداوند حجت خود را با هر چیزی از سایر مردم روشن [و ممتاز ] کرده و آگاهی به زبان ها و شناخت نسب ها و مرگ ها و حوادث [آینده] را به او عطا می فرماید. اگر چنین نبود، بین حجت خدا و سایر مردم فرقی نبود.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *