آثار

ایرادهای تفسیر منسوب به امام حسن عسکری

چند ایراد به این تفسیر به شرح زیر وارد کردهاند: اولًا: سند این تفسیر ضعیف است، زیرا که در سلسله این سند، محمد بن قاسم
محمد بن قاسم مفسر استرابادی که ابو جعفر بن بابویه از وی » : مفسر استرابادی میباشد که وی ضعیف است. ابن غضایری میگوید
روایت کرده، ضعیف و دروغگوست، از وی تفسیری را نقل کرده که او از قول دو مرد ناشناخته روایت میکند؛ یکی از آن دو نفر
به نام یوسف بن محمد زیاد و دیگری علی بن محمد بن سیار است که از پدرشان به نقل از ابوالحسن سوم (ع) روایت کردهاند در
۱۲ سخن ابن غضایری از چند جهت مردود است: ۱- او « صورتی که این تفسیر ساخته سهل دیباجی از قول پدرش میباشد
میگوید: این تفسیر را یوسف بن محمد بن زیاد و علی بن محمد ابن سیار از قول پدرانشان نقل کردهاند، که این اشتباه است زیرا
که آنها از پدرانشان نقل نکردهاند بلکه آنان بدون واسطه از امام ابو محمد نقل کردهاند. ۲- ابن غضایری این تفسیر را به ابوالحسن
سوم (ع) نسبت داده است، در حالی که منسوب به امام ابو محمد (ع) است. ۳- او میگوید: این تفسیر را سهل دیباجی از قول
پدرش ساخته است. در صورتی که این حرف عجیبی است زیرا که در سلسله سند این تفسیر، سهل وجود ندارد. به هر حال، آن چه
را که ابن غضایری درباره تضعیف این مرد – یوسف بن محمد – گفته است، قابل اعتماد نیست. استاد خوئی میگوید: کسی از
پیشینیان محمد بن قاسم را حتی شیخ صدوق (ره) که بیش از همه، بدون واسطه از او روایت نقل میکند، نه توثیق کرده و نه
تضعیف نموده است … و صحیح آن است که بگوییم آن مرد مجهول الحال است و وثاقت و ضعفش، ثابت نشده است. ۱۳ بنابراین
نمیشود به او اعتماد کرد. علاوه بر این، مفسر استرابادی که این تفسیر را از قول یوسف بن محمد بن زیاد و علی بن محمد بن
سیار، روایت میکند، این هر دو نفر مجهول الحال میباشند و به روایت آنها از قول امام ابو محمد (ع) به فرموده استاد خوئی
نمیتوان اعتماد کرد. ۱۴ ثانیاً: این تفسیر در بین مطالب دچار پراکندگی و ناپیوستگیها است که خود دلیل عدم صحت نسبت آن
به امام ابو محمد (ع) میباشد که هر که نظر کند – به قول استاد خویی – بدون تردید میگوید، به امام (ع) دروغ بستهاند. ثالثاً: امام
ابو محمد (ع) از طرف حکومت عباسی به وسیله مأموران زیادی تحت نظر بود، و از آمدن شیعیان به نزد آن حضرت مانع میشدند،
بنابراین چگونه این دو شخص به مدت دراز هفت سال بدون هیچ مانعی خدمت امام رفت و آمد داشتند؟ رابعاً: آن همه اهمیت
دادن امام (ع) به وضع آن دو تن و خواستن آن حضرت از پدرانشان که در نزد وی بمانند تا از علمی که باعث شرافت آنها گردد –
صفحه ۱۸۸ از ۳۰۲
بطوری که در مقدمه تفسیر آمده است – به ایشان بیاموزد، با این همه، آن دو مجهول الحالند و کسی از حال آنها مطلع نیست، پس
چرا بزرگان از علما و فقهای شیعه را از این شرف برخوردار نفرموده است؟ به هرحال، بطور مسلم این تفسیر از امام ابو محمد (ع)
نیست، بلکه از موضوعات و جعلیات است. به علاوه ایرادهایی که بر شمردیم، در بسیاری از فصلها دارای عدم فصاحت است،
طبیعی است که با شخصیت امام (ع) که صفت حکمت و فصل الخطاب به او دادهاند و فصیحترین و بلیغترین فرد زمان خود بوده،
منافات دارد. بنابراین چگونه میتوان این تفسیر را که هیچ نشانهای از بلاغت ندارد به آن حضرت نسبت داد؟ مضافاً بر این، بعضی
از احادیث در این تفسیر آمده است که به نظر من خالی از غلو نیست و از ساحت مقدس امام (ع) بسی دور است.
برگرفته از کتاب دانستنی های امام حسن عسکری علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *