امامت و رهبری، حاکمان زمان

بی بندوباری عباسیان زمان امام عسکری

یکی دیگر از پدیدههای زمان امام حسن عسکری – علیهالسلام – حاکمیت لهو و سرخوشی و شادکامی بود. بغداد و سامرا به مراکز اصلی عیاشی، بیشرمی و مسخرگی بدل شده بودند. خلفای عباسی که دلبسته و اسیر شهوترانی، لذت طلبی و کامرانی بودند و شبهای گناه آلودشان با انواع محرمات و گناهان همراه بود جامعه را به سوی این زندگی پوچ و سراپا فساد سوق دادند. بیشتر خلفای عباسی به شادکامی و لهو روی آورده بودند. در اینجا به برخی از اخبار این باب گوش میکنیم. مهدی نخستین کسی بود که این راه را بر خلفای عباسی گشود. او شبها را با آواز، شراب و موسیقی بسر میبرد و دلباختهی کنیزکی «جوهر» نام بود که در وصف او ابیات زیر را سروده بود: «ای «جوهر» دل تو بر گوهر فزونی، خداوند تو را با زیبایی منظر و دلبری به کمال رسانده است. ای بهترین خلق خدا، هنگامی که به خود عطر میزنی سراسر خانه عنبرآمیز میشود. به خدا سوگند مهدی از تو به منبر خلافت شایستهتر نیست. پس اگر بخواهی خلع او به دست توست [۴۹۴] ». [ صفحه ۲۳۵] شهوت، مهدی را تا آن حد تنزل داده بود که این کنیزک آوازه خوان را شایستهتر از خود به خلافت و سروری میداند!.. کدام پرده دری و بیحرمتی از این بالاتر و چه ضایعهای بیشتر از آنکه کسی چون مهدی، حاکم بر مسلمانان باشد؟! هارون الرشید نیز از مشهورترین خلفای عباسی در لهو و شادکامی بود و شبهای او با انواع نوازندگی، خوانندگی، رقص و آواز و شرابخواری همراه بود. او شیفتهی کنیزکی به نام «ذات الحال» بود. روزی برای این کنیزک سوگند خورد که هر خواستهای داشته باشد برآورده خواهد شد. او نیز درخواست کرد سرپرستی امور جنگ و گردآوری خراج در فارس به مردی که مورد نظرش بود به مدت هفت سال واگذار شود. هارون چنین کرد و منشور ولایت او را نوشت و با ولی عهد خود شرط کرد که اگر عمرش کفاف نداد آن مرد را تا همان مدت تعیین شده بر سر کار نگهدارد. [۴۹۵] . مامون هم – که میگویند در زندگی خود میانهرو بود – بیشتر شبهای خود را صرف شادکامی و بیشرمی کرد. او شیفته کنیزکی بود به نام «عریب» و دربارهاش ابیات زیر را سروده بود. «من مامون پادشاه بزرگ هستم و دلباخته تو میباشم. آیا میپسندی بر اثر عشقت بمیرم و مردم بدون امام بمانند؟!» [۴۹۶] . [ صفحه ۲۳۶] مامون در روز «شعانین» که از عیدهای مسیحیان بود خارج شد در همان حال بیست کنیز رومی با دیباهای رومی، زنار به کمر بسته، صلیب زرین به گردن آویخته و شاخههای نخل و زیتون در دست در برابرش ظاهر شدند، پس ابیات زیر را انشاء کرد: «آهوانی به درخشندگی طلا، چهرههای نمکین، در کوشکها، عید شعانین آنان را با زنارهایشان بر ما آشکار ساخته است. زلفهای خود را بر بناگوش چون دم پرندگان تابیدهاند و با کمرهایی به باریکی میان زنبورها پیش آمدهاند». [۴۹۷] . اما متوکل که معاصر امام حسن عسکری – علیهالسلام – بود در شهوترانی حل شده بود و از زنبارهترین خلفای عباسی به شمار میرفت و ما به زودی از این پدیده و دیگر جلوههای زندگی او در بخشهای آینده سخن خواهیم گفت. در اینجا بحث از روزگار امام – علیهالسلام – را که جنبههای زیادی از آن را بیان کردیم به پایان میبریم. [ صفحه ۲۳۷]
برگرفته از کتاب زندگانی امام حسن عسکری علیهالسلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *