امامت و رهبری، حاکمان زمان

تاریخ امامت امام عسکری – قسمت اول

وقتی سالگرد شهادت و یا ولادت یکی از ائمه هدی علیهم السلام فرامی رسد، ما رابه عمق شکافی که میان زندگی ما و حیاتی که
وحی نوید آن را داده و در سیره پیغمبر وخاندان بزرگوارش تجلی یافته است، متوجه میسازد. مصیبت بزرگتر در این نهفته که
بسیاری از ما از زندگی ائمه علیهم السلام آگاهی چندانی نداریم، با این وصف آیا پیروی از آنان و پیشه کردن سیره وشیوه آنان در
زندگی برای ما امکان پذیر است؟! روز هشتم ربیع الاوّل مصادف با یاد بود شهادت امام حسن عسکری است، یازدهمین ستاره ای
که در شهر سامراء که خلفای عباسی پس از آنکه بغداد نخستین پایتختشان از دست بیهوده کاری و بازیهای آنها به افغان درآمدآن
را به عنوان پادگانی برای سپاهیان ترک خود ساختند، از افق امامت کناره گرفت. هنگام ترسیم تصویر زندگی امام حسن عسکری
علیه السلام ناگزیرم اعتراف کنم که ما درباره زندگی ائمه اطهار بخصوص بعد از امام رضاعلیه السلام با کمبودمنابع و مآخذ روبه
رو هستیم و نمیدانم علت این امر چیست؟ من پیش خودچنین میانگارم که کمی تحقیقات مورخان در این برهه که با آرامشی
نسبی درعرصه سیاست متمایز شده، اگر چه در سایر عرصه ها شاهد رشد مسایل دیگرهستیم، مربوط به این امر باشد که اغلب
مورخان گذشته بیش از آنکه به رویدادهای مؤثر تاریخی توجه کنند به حوادث و رخدادهای بزرگ اهتمام میورزیدند. محمّدتقی
مدرّسی نام: حسن پدر و مادر: امام هادی و سلیل شهرت: عسکری کنیه: ابو محمّد زمان و محلّ تولّد: هشتم ربیع الثّانی یا ۲۴ ربیع
الاول سال ۲۳۲ ه. ق در مدینه. زمان و محلّ شهادت: هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ ه. ق به دسیسه معتمد) چهاردهمین خلیفه عبّاسی
(در شهر سامره، در سنّ ۲۸ سالگی به شهادت رسید. مرقد شریف: سامراء، واقع در عراق. دوران زندگی: در دو بخش: ۱ – قبل از
امامت ( ۲۲ سال) از ۲۳۲ تا ۲۵۴ ه. ق. ۲ – دوران امامت ( ۶ سال) از ۲۵۴ تا ۲۶۰ ه. ق. آن حضرت، همواره تحت نظر و در زندان
طاغوتهای عصر خود بود، سرانجام با زهر جفا به شهادت رسید. میلاد فرخنده در روز هشتم ربیع الثانی – ویا ۲۴ ربیع الاوّل ۲۳۲
هجری و در مدینۀالرسول خانه شریف امام هادی علیه السلام به پیشواز دوّمین فرزندش از بانوئی دانا و پارسا که او را حدیث یا
سلیل میخواندند، رفت. ( ۱) تا سال ۲۴۳ ه در مدینه ماند زیرا چنین به نظر میرسد که پس از این سال همراه با پدر بزرگوار
خویش به پایتخت خلافت عبّاسی یعنی شهرسُرّمن رأی منتقل شد و در آنجا با پدر خود در منطقه ای به نام عسکرمسکن گزید و بر
همین اساس ملقب به عسکری شد. علاوه بر این لقب، آن حضرت را به القاب دیگری نیز میخواندند که عبارتند از: صامت، هادی،
رفیق، زکی، نقی. این القاب خودمنعکس کننده خصلتهای پسندیده ای هستند که در طول زندگی آن حضرت برای مردم ظاهر شد.
کنیه او” ابو محمّد “بود و عامه مردم آن حضرت وپدر و جد او را ملقب به ابن الرضا میکردند. ( ۲) امام حسن عسکری علیه السلام
برادری داشت از خودش بزرگ تر که او رامحمّد میخواندند. این محمّد مردی بزرگ و والامقام بود چنانکه چشمان شیعیان بدو
به عنوان جانشین پدرش دوخته شده بود. زیرا وی بزرگ ترین فرزند امام هادی بود امّا حضرت هادی به یاران وخواص اشاره
میکرد که امام بعد از وی امام حسن خواهد بود. و محمّد (برادر امام حسن) نیز عملًا در سن جوانی از دنیا رفت و اینک مزار او در
جایی میان بغداد و سامراء واقع است و زوار به گرد حرمش جمع میآیند و خدا رامی خوانند و خدا هم برای بزرگداشت محمّد
وپدران پاکش، دعای آنها رامستجاب میگرداند. با وفات” سید محمّد (“نامی که وی بدان در میان مردم شناخته شده است) همه
دانستند که یازدهمین امام، ابو محمّد حسن خواهد بود. برای توضیح بیشتر امام هادی علیه السلام در کنار جنازه فرزندش محمّد،
خطاب به امام حسن عسکری فرمود”: فرزندم برای خدا سپاسی تازه به جای آر که درباره تو فرمانی تازه پدید آورد. “شاید، آنچه
که خداوند برای او پدید آورد نعمت اتفاق و عدم بروزاختلاف پیرامون امامت او پس از پدرش بوده باشد. زیرا پس از وفات
محمّد، آن حضرت بزرگ ترین فرزند پدرش محسوب میشد. اگر چه امامت موهبت الهی است که اصلًا با ملاکهایی همچون سن
ونظایر آن پیوستگی ندارد. دلیل ما بر این نکته آن است که امام هادی علیه السلام پیش ازوفات پسرش محمّد (معروف به سید
محمّد) به امامت حسن اشاره میفرمود چنانکه روایات دیگری نیز در تأیید این مطلب (امامت امام حسن) از سوی پدران بزرگوار
آن حضرت نقل شده است. بیایید با هم برخی از نصوصی را که شیعه بر محتوای آنها اتفاق دارد بخوانیم. این روایات بر امامت امام
حسن عسکری از دلالت کافی برخوردارند. علی بن عمر نوفلی گوید: با امام هادی در خانهاش بودم که ابو جعفر برما گذشت.
پرسیدم: آیا این صاحب ماست؟ فرمودند: نه، صاحب شماحسن است. ( ۴) علی بن عمرو عطار در روایتی گوید: در زمان حیات
محمّد) سیدمحمّد (خدمت حضرت هادی رسیدم و من گمان میکردم او امام یازدهم است، به آن حضرت عرض کردم: فدایت
شوم! کدام یک از فرزندانت رابه امامت تخصیص دهم؟ فرمود: هیچ یک را تخصیص ندهید تا فرمان من برای شما صادر شود، بعد
از آن نامه ای نوشتم که این امر (امامت) دردست کیست. آنگاه برای من نوشت: در دست فرزند بزرگترم و ابو محمّداز جعفر
بزرگتر بود. ( ۵) این جعفر همان کسی است که بعداً ملقّب به کذاب یا تواب شد زیرامدّتی ادعای امامت کرد و سپس از ادعای
خود بازگشت و توبه کرد. ابوجعفر (سید محمّد) بزرگ ترین فرزند امام هادی علیه السلام بود. امّا چنانکه پیداست او در آن هنگام
دنیا را بدرود گفته بود. امام هادی به ابو بکر فهفکی نامه ای نگاشت و به او فرمود”: فرزندم ابو محمّد از دیگر خاندان محمد نیک
سرشت تر و حجّت و برهانش ازدیگران استوارتر است و او بزرگترین فرزندان من است و جانشین من وزمام و احکام امامت به وی
میرسد. پس هر چه میخواهی از من بپرسی، از او سؤال کن که آنچه بدان نیازمندی نزد اوست. (” ۶) امام جوادعلیه السلام نیز به
این حقیقت اشاره کرده و در حدیثی که توسّطعقر فرزند دلف روایت شده، آمده است”: از ابو جعفر، محمّد بن علی الرضا، شنیدم
که میفرمود: پیشوای پس از من فرزندم علی است، فرمان او فرمان من و گفتار او گفتار من، و طاعت از او طاعت از من و پیشوای
پس از او فرزندش حسن است. (” ۷) بعلاوه روایات مستفیضی از سوی پیشوایان مورد اعتماد حدیث به نقل از پیامبر وارد شده که
تعداد ائمه اثنی عشر و نام و صفات آنها را بیان کرده است تا آنجا که در مؤمنان جای تردیدی در این نکته باقی نمیگذارد که پس
از امام هادی حجّت بالغه خداوند سرور ما حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است. بدینسان وظیفه امامت اسلامی و خلافت
صفحه ۶۷ از ۳۰۲
الهی پس از وفات امام هادی به امام حسن عسکری که در آن هنگام ۲۳ سال از سن شریفش میگذشت انتقال یافت. سالهایی که
آن حضرت امامت مردم را عهده دار گردید مصادف شد بابقیه دوران حکومت معتز عبّاسی و پس از آن حکومت مهتدی و در
نهایت پنج سال از حکومت معتمد. ( ۸) صفات و کرامات امام حسن عسکری برخی از معاصران امام او را چنین وصف کرده اند:
( آن حضرت سبزه بود وچشمانی فراخی داشت، بلند بالا و زیبا چهره و خوش هیکل وجوان بود و از شکوه و هیبت بهره داشت. ( ۹
شکوه و عظمت او را وزیر دربار عبّاسی در عصر معتمد، یعنی احمدبن عبیداللَّه بن خاقان، به وصف کشیده است اگر چه او خود سر
دشمنی باعلویها را داشت و در گرفتار کردن آنها میکوشید، در وصف آن حضرت چنانکه در روایت کلینی آمده چنین گفته
است: در شهر” سُرّمن رأی “هیچ کس از علویان را همچون حسن بن علی بن محمّد بن الرضا، نه دیدم و نه شناختم و در وقار و
سکوت و عفاف وبزرگواری وکرمش، در میان خاندانش و نیز در نزد سلطان و تمام بنی هاشم همتایی چون او ندیدم. بنی هاشم او
را بر سالخوردگان وتوانگران خویش مقدّم میدارند و بر فرماندهان و وزیران و دبیران وعوام الناس او را مقدّم میکنند و در باره او
از کسی از بنی هاشم وفرماندهان ودبیران و داوران و فقیهان و دیگر مردمان تحقیق نکردم جز آنکه او را در نزد آنان در غایت
شکوه و ابهّت و جایگاهی والا وگفتارنکو یافتم و دیدم که وی را بر خاندان و مشایخش و دیگران مقدّم میشمارند و دشمن و
دوست از او تمجید میکنند. ( ۱۰ ) شاکری یکی از کسانی که ملازم خدمت آن حضرت بوده، در توصیف وی چنین گفته است:
“استاد من (امام عسکری علیه السلام) مرد علوی صالحی بود که هرگز نظیرش را ندیدم، روزهای دو شنبه و پنج شنبه در سامره به
دار الخلافه میرفت، در روز نوبه، عدّه بسیاری گرد میآمدند و کوچه ازاسب و استر و الاغ و هیاهوی تماشاچیان پر میشد و راه
آمد و شد بندمی آمد، وقتی که او میرسید هیاهوی مردم آرام میشد و چهار پایان کنارمی رفتند و راه باز میشد به طوری که
لازم نبود جلوی حیوانات رابگیرند. سپس او داخل میشد و در جایگاهی که برایش آماده کرده بودند، مینشست و چون عزم
خروج میکرد ودربانان فریاد میزدند”: چهارپای ابو محمّد را بیاورید. سرو صدای مردم وحیوانات فرو مینشست وبه کناری
میرفتند تا آن حضرت سوار میشد و میرفت. “شاکری در توصیف امام میافزاید”: در محراب مینشست و سجده میکرد در
حالی که من پیوسته میخوابیدم و بیدار میشدم و میخوابیدم در حالی که او در سجده بود، کم خوراک بود. برایش انجیر و انگور
و هلوو چیزهایی شبیه اینها میآوردند و او یکی دو دانه از آنها میخوردومی فرمود: محمّد! اینها را برای بچّه هایت ببر. من گفتم:
تمام اینها را؟ او فرمود: آنها را بردار که هرگز بهتر از این ندیدم. ( ۱۱ “) هنگامی که طاغوت بنی عبّاس آن حضرت را در بند
انداخت، بعضی ازعبّاسیان به صالح بن وصیف که مأمور زندانی کردن امام بود، گفت: بر اوسخت بگیر و او را آسوده مگذار.
صالح گفت: با او چه کنم؟ من دو تن ازبدترین کسانی را که توانستم پیدا کنم، یافتم و آنها را مأمور وی ساختم واینک آن دو در
عبادت و نماز به جایگاهی بزرگ رسیده اند. سپس دستور داد آن دو تن را احضار کنند، از آن دو پرسید: وای بر شما! شما بااین
مرد (امام حسن) چه کردید؟ آن دو گفتند: چه توانیم گفت درباره مردی که روزها روزه میدارد وتمام شب را به نماز میایستد و
با کسی هم سخن نمیشود و به کاری جز عبادت نمیپردازد. چون به ما مینگرد به لرزه میافتیم و چنان میشویم که اختیارمان از
کف بیرون میشود! ( ۱۲ ) همه از ارزش و نهایت کرامت آن حضرت در پیشگاه پروردگارش آگهی داشتند، تا آنجا که معتمد
خلیفه عبّاسی وقتی در آن شرایط بحرانی ونا آرامی که هر خلیفه تنها یک یا چند سال معدود بر تخت خلافت میتوانست بنشیند،
روی کار آمد.
برگرفته از کتاب دانستنی های امام حسن عسکری علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *