از دیدگاه سخنوران و محققان, اصحاب و شاگردان

راویان امام عسکری (ع) – اسحاق بن اسماعیل نیشابوری

شیخ در رجال، وی را از یاران امام عسکری علیه السلام برشمرده و دربارهی او میگوید: «وی ثقه و [ صفحه ۳۱۳] مورد اعتماد است» [۶۳۱] او از جمله افراد مورد اعتمادی بود که از سوی نواب خاص (صاحب الزمان علیه السلام) توقیعات حضرت، به آنان میرسید [۶۳۲] امام عسکری علیه السلام در نامهای که به او نوشت در آن به وکالت ابراهیم بن عبده نیشابوری تصریح نمود. متن نامه از نظرتان میگذرد: ابوعمرو کشی میگوید: «یکی از افراد مورد اعتماد در نیشابور نقل کرده که از ناحیهی ابومحمد علیه السلام نامهای به اسحاق بن اسماعیل رسید که در آن آمده بود: ای اسحاق بن اسماعیل، خداوند ما و شما را زیر پوشش خود دارد و در تمام امور با نیروی صنع خویش پشتیبان و حامی تو باشد. نامهات را دریافتم (و از مضمون آن آگاه شدم). ما با سپاس و نعمت الهی، خاندانی هستیم که به دوستانمان دلسوزیم و با احسان پی در پی و متوالی خداوند به ایشان و لطف او بر آنان، مسرور و شادمانیم، و هر نعمتی را که خدای – تبارک و تعالی – برایشان ارزانی دارد کافی میدانیم. ای اسحاق، خداوند نعمتش را بر تو و امثال تو کامل ساخته و همهی کسانی که مورد لطف خدا قرار گرفتهاند به لطف خود، آنان را مانند تو بصیرت عنایت کرده و نعمتش را با رفتن تو به بهشت، کمال بخشیده است و هر نعمتی هر چه با ارزش و مهم باشد چیزی نیست جز آن که با حمد و سپاس خدایی که نامهایش گرامی است، تو را بر شکر آن نعمتها موفق گرداند. و من میگویم: سپاس خدا را به بهترین سپاسی که بندهی سپاس گزار تا همیشهی روزگار به جای آورد، در برابر منتی که خدا از رحمت خود بر تو نهاده و از هلاکت نجات داده و گذرگاه تو را از آن گردنه هموار کرده است. به خدا سوگند، که آن گردنهای است بس پر رنج و دشوار و عبور از آن سخت و گرفتاریاش شدید و در کتابهای پیامبران پیشین نیز از آن گردنه یاد شده است. بعضی از شما در دوران امام قبلی علیه السلام تا زمانی که بدرود حیات گفت و در این مدت از دوران امامت من، کارهایی داشتید که از دیدگاه من آن امور، پسندیده و قرین موفقیت و استواری نبود. ای اسحاق، به یقین بدان هر کس از این دنیا کور بیرون رود، در آخرت نیز کور خواهد بود و سخت گمراه. ای اسحاق، مقصود من کوری چشم نیست بلکه نابینایی دلهای درون سینهها است و این است معنای گفتهی خدای متعال که در کتاب استوار خود از قول ستمگران میفرماید: (رب لم حشرتنی أعمی و قد کنت بصیراً)؛ پروردگارا، با این که در دنیا بینا بودم [ صفحه ۳۱۴] چرا کور محشورم کردی؟ خداوند در پاسخ فرماید: (لذلک اتتک آیاتنا و کذلک الیوم تنسی)؛ این چنین آیات ما به تو رسید و تو فراموششان کردی، امروز هم تو فراموش شدهای. پس از گذشت نیاکان نخستین او؛ یعنی پیامبران و پدران دیگرش که اوصیایند و درود و رحمت و برکات خدا بر همهی آنان باد، کدام آیت و نشانهی الهی بزرگتر از حجت خدا بر خلق و امین او در بلادش و گواه و شاهد او بر بندگان او است؟ به کدام وادی سرگردانی روی مینهید که چون چهارپایان از حق روگردان شدید و به کجا میروید؟ به باطل میگرایید و به نعمت خدا ناسپاسی و کفران میورزید و یا در شمار آن دسته در میآیید که به بخشی از کتاب خدا ایمان آورده و به بعضی کافرند؟ پاداش هر یک از شما و یا دیگران که چنین کنند جز رسوایی در دنیا و عذاب طولانی آخرت، نخواهد بود. و به خدا سوگند، که این رسوایی بزرگی است! به راستی که خدا از منت و رحمتش، واجباتی را بر شما مقرر فرموده نه به سبب نیازی که به آنها داشته بلکه به جهت محبت به شما – که جز او شایستهی پرستش نیست – تا بد را از خوب جدا کند و آنچه را در دل دارید بیازماید و برای رسیدن به رحمت خدا بر همه سبقت گیرید و مایهی تفاضل مقامهای بهشتی شما شود، لذا حج و عمره و اقامهی نماز و پرداخت زکات و انجام روزه و پایبندی به ولایت را بر شما مقرر داشته است. برای فهمیدن فرایض دری را به روی شما گشوده و کلیدی برای رسیدن به آنها قرار داده است. اگر محمد صلی الله علیه و آله و اوصیای از فرزندانش نبودند، شما سرگردان میشدید و همچون چهارپایان، هیچ یک از واجبات را نمیدانستید. آیا برای ورود به شهر، راهی جز دروازه وجود دارد؟ پس وقتی خداوند بر شما با نصب امامان – پس از پیامبر – منت نهاد و در کتاب بزرگ خود فرموده است: (الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً) [۶۳۳] امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را برشما تمام و اسلام را دین شما پسندیدم. او همچنین برای اولیای خود، بر شماحقوقی مقرر داشته که شما را مأمور به ادای آن فرموده است تا آنچه از همسر و اموال و خوردنی و آشامیدنی دارید بر شما حلال باشد. خداوند فرمود است: (قل لا اسألکم علیه أجراً الا الموده فی القربی) [۶۳۴] ؛ بگو ای پیامبر، من از شما مزدی برای آن نخواستم جز محبت [ صفحه ۳۱۵] با خویشانم. و بدانید هر که بخل ورزد، به خود بخل ورزیده است و خدا بینیاز است و شما نیازمند و کسی جز او شایستهی پرستش نیست. البته سخن میان ما و شما دربارهی سود و زیان به درازا کشید. اگر خداوند دوست نداشت که نعمت خود را بر شما تمام گرداند، از جانب من نه دستخطی به رؤیت شما میرسید و نه سخنی میشنیدید. پس از درگذشت امام پیشین علیه السلام و بعد از فرستادهی دوم من و آنچه از شما بدو رسید و خداوند به سبب آمدنش نزد شما، وی را کرامت و عزت عطا کرد و پس از آن که ابراهیم بن عبده را بر شما گماردم و نامهای هم به وسیلهی محمد بن موسی نیشابوری برای شما نوشتم، شما راه غفلت پیمودید. در هر حال باید از خداوند کمک خواست. مبادا دربارهی خدا کوتاهی کنید و از زیانکاران باشید. از رحمت خدا دور باد کسی که از اطاعت خدا رو گرداند و پندها و موعظههای اولیای خدا را نپذیرد.به راستی خداوند شما را به طاعت خود و طاعت پیامبر خود و اطاعت اولوالامر فرمان داده است. خدا بر ناتوانی و غفلت شما رحم کند و شما را بر عقیدهی خود شکیبا سازد. چقدر انسان به پروردگار کریمش مغرور است! خداوند دعای مرا در حقتان مستجاب گردانید و امور شما را به دست من سامان بخشید. خدای – عزوجل – فرمود: (یوم ندعو کل اناس بامامهم) [۶۳۵] ؛ آن روز که همهی مردم را به [نام] پیشوایشان فرا میخوانیم. و نیز فرمود: (و کذلک جعلناکم أمه وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً) [۶۳۶] ؛ و این گونه شما را امتی معتدل قرار دادیم تا گواه مردم باشید و رسول ما شاهد بر شما باشد. و فرمود: (کنتم خیر أمه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر) [۶۳۷] ؛ شما بهترین امتی بودید که میان مردم پدیدار شد: امر به معروف و نهی از منکر انجام میدهید. ای اسحاق، خداوند تو و خاندانت را مشمول رحمت خویش گرداند. آنچه را باید،به گونهای بیان کردم که گویی هرگز از این امر اطلاعی نداشته و یک چشم به هم زدن در آن وارد نشده است و اگر سنگهای سخت و استوار، برخی از محتوای این نامه را میفهمیدند، از ترس و بیم خداوند متلاشی میشدند و به طاعت خدا بر میگشتند. هر چه میخواهید بکنید، [ صفحه ۳۱۶] به زودی خدا و پیامبر و مؤمنان عمل شما را خواهند دید، آنگاه سر و کار شما با خدای دانای نهان و آشکار است تا شما را به آنچه انجام میدادید، آگاه سازد. فرجام نیک، از آن پرهیزکاران است و حمد و سپاس فراوان خدایی را که پروردگار جهانیان است. ای اسحاق، تو فرستادهی من به نزد ابراهیم بن عبده هستی. خداوند او را موفق بدارد تا به نامهای که همراه محمد بن موسی نیشابوری فرستادهام، عمل کند، ان شاء الله. همچنین تو فرستادهام به سوی خود و همهی همشهریانت هستی که با محمد بن موسی به آنچه در نامهام برایتان نوشتهام – ان شاء الله – عمل نمایید. ابراهیم بن عبده این نامهام را برای همشهریانش بخواند تا دیگر از من سؤال نکنند و به ریسمان [ریسمان] اطاعت و فرمانبرداری از خداوند چنگ اندازند، و به یاری او، شیطان را از خود برانند و از او فرمان نبرند. درود و رحمت خداوند بر ابراهیم بن عبده و بر تو و همهی دوستداران ما ای اسحاق. خداوند با توفیق خویش همگی شما را موفق بدارد و دوستداران ما که در ناحیهی شما هستند و از انحراف دست برداشتهاند، باید حقوق ما را به ابراهیم بن عبده بسپارند و ابراهیم، آنها را به رازی رضی الله عنه و یا کسی که رازی او را معرفی کند، تحویل دهند؛ زیرا این کار به فرمان و نظر من بوده است، ان شاء الله. ای اسحاق، این نامهی ما را برای بلالی رضی الله عنه بخوان، چرا که او مورد اعتماد و امین است و به اموری که باید انجام دهد، آشنا است و آن را برای محمودی نیز قرائت کن – خداوند او را بهبودی عنایت کند – او با بندگی خالصانهاش چه بسیار ستایش ما را برانگیخت. و آنگاه که وارد بغداد شدی، نامه را برای دهقان وکیل و فرد مورد اعتمادمان بخوان؛ همو که حقوق ما را از دوستدارانمان دریافت میکند. برای هر یک از دوستداران ما که برایت امکانپذیر بود،نامه را بخوان و هر کس از آنان که خواست، میتواند از آن نسخه برداری کند، ان شاء الله تعالی. موضوع این نامه – ان شاء الله – از هیچ یک از دوستداران ما که آن را دیده، پوشیده نماند، مگر از شیطان صفتانی که با شما سر مخالفت دارند. گوهر را زیر سم خوکان نپرا کنید که ارزشی برای آن قائل نیستند. و نوشتیم که نامهات رسید و برای تو و هر کسی که تو خواستهای دعا میکنیم، الحمدلله. مسائل شیعیانمان را پاسخ دادیم و غیر از راه حق، جز گمراهی چیز دیگری وجود ندارد. تو از شهر بیرون نرو تا با غمری دیدار کنی که خداوند با رضایت من، از او خرسند باشد. بر او سلام کن. او را میشناسی و او تو را میشناسد. وی فردی پاک سرشت، امین و پاکدامن و به ما نزدیک و از ما است. حقوقی که از نواحی برای ما میآورند باید به دست او برسد تا آنها [ صفحه ۳۱۷] را به ما برساند. سپاس فراوان، خداوند را سزا است. ما و شما را در پناه خود دارد و جمیع امور تو را سرپرستی کند. رحمت خدا بر تو و همهی دوستان و درود بیکران او بر سرور ما محمد و خاندان او باد».
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *