سیره عملی و رفتاری

رهنمودهای امام عسکری (ع) – سکوت در برابر دشنام

ابن شهر آشوب از ابوهاشم جعفری از داوود بن اسود (عهدهدار گرم کردن حمام امام عسکری علیه السلام) روایت کرده که: «گفت: مولایم ابومحمد علیه السلام مرا خواست و چوبی گرد که شبیه پاشنهی در و دراز بود و دست را پر میکرد به من داد، و فرمود: این چوب را نزد عمری ببر. من راه افتادم. بین راه سقایی که استری با خود داشت به من برخورد. استر در مسیر راه مرا در تنگنا و فشار قرار داد، سقا مرا صدا زد و گفت: بر استر بانگ بزن (تا برود). چوبی را که با خود داشتم بالا برده و بر استر نواختم که در اثر آن ضربه، چوب شکست. وقتی به محل شکستگی آن نگریستم، دیدم نامهای در آن قرار دارد. شتابان چوب را در آستین خود پنهان کردم و سقا با صدای بلند به من و سرورم ناسزا گفت. چون به نزدیک خانه رسیدم، عیسی خادم در منزل با من رو به رو شد و گفت: مولایت میفرماید: چرا استر را زدی و چوب را شکستی؟ گفتم: سرورم، نمیدانستم چه چیزی در چوب نهفته است. [ صفحه ۲۱۶] حضرت فرمود: چه نیازی داشتی که کاری انجام دهی تا ناگزیر شوی از آن پوزش بخواهی. مبادا بار دیگر چنین کاری انجام دهی و اگر شنیدی کسی بدگویی ما را میکند، راه خود را پیش گیر و کسی را که به ما ناسزا میگوید، پاسخ مده و خودت را به او نشناسان؛ زیرا در سرزمین و شهری نامناسب به سر میبریم. راه خود را برو و این را بدان که خبرها و چگونگی احوالت به ما میرسد» [۴۱۴] .
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *