احادیث و سخنان

روایات امام عسکری (ع) از قضا و شهادات

۱٫ محمد بن یحیی گفت: «محمد به امام عسکری علیه السلام نوشت: مردی از شخصی یکصد درهم طلب داشت و طلب خود را خواست. طلبکار میگوید: ده روز دیگر به من مهلت بده، بر میگردم و طلبت را میپردازم و اگر نیامدم هزار درهم به تو بدهکار باشم و بیدرنگ و بدون هیچ گونه شرطی آن را بپردازم، و بر این سخن شاهد هم بگیرد. سپس طلبکار شاهدان را خواسته تا بر این مطلب گواهی دهند. اینک وظیفهی گواهان چیست؟ امام مرقوم فرمود: سزاوار نیست آنان جز به حق گواهی دهند و بستانکار نباید چیزی جز حق خود بگیرد، ان شاء الله» [۳۱۷] . ۲٫ محمد بن یحیی از محمد بن حسن روایت کرده که وی به ابومحمد علیه السلام نوشت: «شخصی مزرعهی خود را به فرد دیگری فروخت و زمانی که او را شاهد گرفت حدود زمین را نمیدانست و به شاهد گفت: هر گاه [صاحبان اولیه] حدود زمین را به تو گفتند بدان شهادت [ صفحه ۱۷۴] بده. آیا او میتواند این کار را انجام دهد یا نه؟ حضرت مرقوم فرمود: آری، میتواند شهادت دهد، و الحمد لله» [۳۱۸] . ۳٫ و نیز به حضرت نوشت: «اگر دستهای دیگر از مردم آن روستا [صاحبان زمینهای دیگر] آمده و شهادت دادند که: حدود روستایی که آن مرد فروخته چنین و چنان است. آیا شاهدی که او را گواه بر زمینها گرفته – و حدود آنها را برایش معین نکرده – میتواند به گفتهی کسانی که حدود این زمینها را دانسته و بر آن شهادت دادهاند، اعتماد کند و بر حدود زمین گواهی دهد و یا آنها نمیتوانند گفتهی او را تأیید کنند و این در صورتی است که فروشنده به آنها گفته است: اگر حدود را به شما گفتند بدان گواهی دهید. امام علیه السلام مرقوم فرمود: همان گونه که صاحب زمین گفته باید گواهی دهد، ان شاء الله» [۳۱۹] . ۴٫ و نیز او به حضرت نوشت: «شخصی به دو نفر میگوید: تمام خانهی من با این حدود و مشخصات در فلان مکان و تمام اثاثیه و موجودی آن، از آن فلانی پسر فلانی است، ولی مشخص نیست که این کالا چیست. این امر چه حکمی دارد؟ حضرت مرقوم فرمود: اگر خرید، شامل کلیهی آن موارد شود، ان شاء الله صحیح است» [۳۲۰] . ۵٫ محمد بن صفار رضی الله عنه نامهای به ابومحمد حسن بن علی علیهما السلام نوشت و پرسید: «مردی میخواهد علیه زن نامحرمی گواهی دهد، در صورتی که دو نفر عادل شهادت دهند که فلان زن، دختر فلانی است که تو را به شهادت طلبیده است، آیا جایز است این مرد از پشت پرده و با شنیدن سخن او برای او گواهی دهد یا این که زن باید حضور یابد. امام علیه السلام مرقوم فرمود: آن زن نقاب بزند و نزد گواهان ظاهر شود، ان شاء الله. این نوشته به خط آن حضرت نزد من (شیخ طوسی) وجود دارد» [۳۲۱] . ۶٫ محمد بن حسن صفار رضی الله عنه به ابومحمد حسن بن علی علیهما السلام نوشت: «اگر وصی، گواهی دهد که میت از کسی طلبی دارد و شاهد عادل دیگری نیز بر این سخن بیاورد، آیا گواهی او پذیرفته میشود؟ حضرت مرقوم فرمود: اگر با او شاهد عادل دیگری گواهی دهد، مدعی باید سوگند بخورد». ۷٫ و نیز بدان حضرت نوشت: «آیا وصی میتواند برای وارثان صغیر و کبیر میت، در مورد [ صفحه ۱۷۵] حق او بر میت یا بر حق دیگری، شهادت دهد، در حالی که وصی، سرپرست ارثیهی صغیر است، ولی در مورد ارثیهی کبیر چنین وظیفهای ندارد؟ امام مرقوم فرمود: آری، شایسته است وصی در مورد حق گواهی دهد و شهادت خویش را دریغ نکند. نیز او به آن بزرگوار نوشت: اگر وصی، علیه میت به قرض و وامی گواهی دهد و شاهد عادل دیگری نیز بیاورد، آیا گواهیاش پذیرفته میشود؟ حضرت نوشت: آری، پس از سوگند خوردن پذیرفته میشود» [۳۲۲] . ۸٫ همچنین به آن حضرت نوشت: «مردی قطعات زمینی داشت. خواست رهسپار مکه شود و روستایی که زمینها در آن قرار داشت، دور از خانهاش بود و فرصتی نداشت که حدود زمین خود را مشخص نماید، لذا حدود چهارگانهی روستا را مشخص کرد و به گواهان گفت: شما گواه باشید که من تمام روستایی را که حدود چهارگانهی آن بدین شرح است به فلانی (مشتری) فروختم و این در صورتی است که فروشنده در این روستا تنها چند قطعهی معین زمین داشته است. آیا این معامله برای مشتری صحیح است، با وجودی که فقط بخشی از این روستا ملک فروشنده بوده ولی همهی روستا را به مشتری فروخته است؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: فروش چیزی که در ملکیت کسی نیست جایز نبوده و تنها مقداری را که فروشنده مالک آن است، میتوان از او خرید» [۳۲۳] . ۹٫ و نیز نوشت: «اگر حدود این اراضی برای جمعی از اهالی این روستا در صورتی که عادل باشند شناخته شده باشد آیا شاهدی که دربارهی مالکیت کل روستا شهادت داده، میتواند به حدود قطعات زمینی که از مالک در آن روستا وجود دارد، گواهی دهد؟ حضرت مرقوم فرمود: آری، به چیزی که مشخص و متعارف است، گواهی دهند» [۳۲۴] .
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *