احادیث و سخنان

روایات امام عسکری (ع) از گذران زندگی

۱٫ در خرایج، روایتی از ابوهاشم نقل شده که: «گفته است: حجاج بن سفیان عبدی بر ابومحمد علیه السلام وارد شد و دربارهی معامله و داد و ستد از او پرسید و عرض کرد: مردم با ما داد و ستد میکنند و ما در اصل معامله [و بر اساس رأس المال] با آنان به توافق میرسیم. حضرت فرمود: اشکالی ندارد، یک دینار را به دو دینار و [چیزی به آن بیفزاید اگر چه] مهرهای [کم بها] باشد. با خود گفتم: این کار شبیه عملی است که ربا دهندگان انجام میدهند. حضرت متوجه من شد و فرمود: ربای حرام آن است که مقصود از آن، حرام باشد، ولی اگر از مرز ربا گذشتی و از آن دور شدی یک دینار به دو دینار در مجلس (دست به دست) اشکالی ندارد، و مکروه است بین آنها چیزی نباشد که معامله بر آن واقع گردد» [۳۳۹] . ۲٫ محمد بن حسن صفار رحمه الله به ابومحمد حسن بن علی علیه السلام نوشت: «شخصی اتاقی را در خانهی فرد دیگری با تمام حقوق و مزایای مربوط به آن میخرد. بالای این اتاق نیز اتاق دیگری وجود دارد. آیا اتاق بالا هم جزء حقوق اتاق پایین است یا خیر؟ حضرت مرقوم فرمود: فقط چیزی که به نام و جا مشخص شده، حق او است، ان شاء الله» [۳۴۰] . ۳٫ از احمد بن علی بن محبوب روایت شده که: «گفت: مردی به فقیه (امام عسکری) علیه السلام نوشت: شخصی در کنار نهر آبی، آسیابی دارد، و صاحبان روستا یک یا دو نفرند. صاحب [ صفحه ۱۸۱] روستا قصد دارد آب را از غیر طریق این نهر که آسیاب بر آن قرار دارد به روستایی دیگر عبور دهد و این آسیاب را به تعطیلی بکشاند. آیا او حق چنین کاری را دارد؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: از خدا بترسد، و در این خصوص به شایستگی عمل کند و به برادر مؤمن خویش زیان نرساند. و نیز دربارهی مردی سؤال شد که در روستایی قناتی دارد. شخص دیگری میخواهد در موقعیت بالای آن، قنات دیگری حفر کند. زمین آن قسمت چه محکم و چه سست باشد، فاصلهی بین دو قنات به اندازهای نیست که زیانی به قنات دیگر نرساند، چه باید کرد؟ امام مرقوم فرمود: این کار در صورتی انجامپذیر است که هیچ کس به دیگری زیانی نرساند، ان شاء الله» [۳۴۱] . ۴٫ محمد بن حسن صفار رضی الله عنه به ابو محمد حسن بن علی عسکری علیه السلام نوشت: «مردی میگوید: در منطقهای خطرناک، بدون فرمان حاکم به حراست و نگهبانی از کاروانها میپردازد و با او شرط کردهاند که مبلغ معینی را به او بدهند. آیا او حق دارد این مبلغ را از آنها بستاند یا خیر؟ حضرت فرمود: اگر خویشتن را برای مبلغ متعارفی اجیر کرده، میتواند حق خود را بستاند، ان شاء الله» [۳۴۲] . ۵٫ محمد بن یحیی از عبدالله بن جعفر روایت کرده است که: «گفت: به امام عسکری علیه السلام نامهای نوشتم و از آن حضرت پرسیدم: مردی شتر یا گاوی را برای قربانی خرید. هنگامی که آن را ذبح کرد در شکمش کیسهای حاوی درهم یا دینار یا گوهر وجود داشت. این کیسه از آن کیست؟ حضرت مرقوم فرمود: آن را به فروشنده نشان بده اگر آن را نشناخت، از آن خود شما است که خداوند آن را روزی تو گردانده است» [۳۴۳] . ۶٫ محمد بن حسن صفار رضی الله عن طی نامهای به ابومحمد حسن بن علی عسکری علیه السلام نوشت: «مردی به برائت از خدای – عز و جل – یا رسول خدا صلی الله علیه و آله سوگند خورده [که توبه کند] و سوگند خود را شکسته، کفارهی او چیست؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: فقیر را هر یک به مقدار یک مد غذا بدهد و از خدای – عز و جل – [ صفحه ۱۸۲] طلب آمرزش نماید» [۳۴۴] . ۷٫ محمد بن یحیی میگوید: «محمد بن حسن به ابومحمد علیه السلام نوشت: مردی، شخصی را اجیر کرده تا برایش ساختمانی بنا کند و به او غذا و پنبه و دیگر چیزها داد و سپس بهای خوراک و پنبهای که به او داده بود ارزان یا گران شد. آیا به قیمت همان روزی که با او تسویه کرده باید محاسبه نماید؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: طبق بهای روزی که قیمت گذاری کرده باید حساب کند، ان شاء الله. و نیز دربارهی مالی که وقت بدهی آن رسیده و بدهکار عوض آن، مواد خوراکی میپردازد، ولی قیمت آن را معین نمیکند، سپس تغییر قیمت به وجود میآید (پرسش شد). حضرت مرقوم فرمود: قیمت روزی را که مواد غذایی به او داده در نظر بگیرد» [۳۴۵] . ۸٫ محمد بن یحیی گفت: «نامهای به ابومحمد امام عسکری علیه السلام نوشته که: شخصی با مالی که از راهزنی یا دزدی به دست آورده، از فردی زمین و یا خدمتکاری را میخرد. آیا محصولی که از این زمین به دست میآید یا از ازدواج با کنیزی که از این پول خریده، بر او حلال است؟ حضرت مرقوم فرمود: در چیزی که اصل آن حرام باشد، خیری وجود ندارد و استفادهی از آن برایش حلال نیست» [۳۴۶] . ۹٫ محمد بن حسن صفار گفت: «به حضرت نوشتم: شخصی از مردی مالی طلب داشت. وقتی زمان پرداخت آن مال رسید، در عوض طلب، به او مواد خوراکی یا پنبه یا زعفران داد و قیمت آنها را تمام نکرد. پس از دو یا سه ماه بهای زعفران و مواد خوراکی و پنبه گران و یا ارزان شد، به کدام قیمت با او حساب کند؟ آیا طلبکار قیمت روزی که آن اشیا را به او داده و زمان پرداخت مالش رسیده بوده باید حساب کند یا قیمت دوم که پس از دو یا سه ماه، بعد از روزی که با او حساب نموده است؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: او جز قیمت زمانی که مواد خوراکی بدو داده شده، حقی ندارد، ان شاء الله» [۳۴۷] . ۱۰٫ محمد بن حسن گفت: «به امام عسکری علیه السلام نوشتم: مردی باغی را فروخته و در آن درختانی مختلف از جمله انگور وجود دارد. وی یکی از این درختان را برای خود جدا کرده. [ صفحه ۱۸۳] آیا میتواند در آن باغ، گذرگاهی برای رفتن پای درختی که جدا کرده، داشته باشد؟ چه مقدار زمین به درختی که جدا کرده، تعلق میگیرد. آیا به اندازهی گسترهی شاخههایش یا به اندازهی جایی که در آن جا روییده؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: به همان تناسبی که فروخته و بخشی را برای خود نگه داشته، عمل نماید و در آن از حق خود تجاوز نکند، ان شاء الله» [۳۴۸] . ۱۱٫ محمد بن حسن صفار طی نامهای به ابومحمد (امام عسکری) علیه السلام نوشت: «شخصی از مردی، زمینی را با حدود چهارگانه خریده است. در این زمین، زراعت و درختان خرما و درختان دیگری وجود دارد، ولی درختان خرما و زراعت و درختان دیگر را در نوشتهاش قید نکرده و در آن یادآور نشده که آن زمین را با کلیهی حقوق داخلی و خارجی آن خریده است. آیا زراعت و درختان خرما و دیگر درختان، جزء حقوق زمین هستند یا خیر؟ امام علیه السلام مرقوم فرمود: اگر زمین را با حدود آن و آنچه در آن وجود دارد خریده، هر چه در آن است، از آن او است، ان شاء الله» [۳۴۹] . ۱۲٫ محمد بن یحیی از محمد بن حسین روایت کرده که: «گفت: به ابومحمد عسکری علیه السلام نوشتم: شخصی امانتی را به فردی سپرده و آن فرد، امانت را در خانهی همسایهاش گذارده و از بین رفته است. در صورتی که به خواستهی صاحب امانت عمل نکرده و آن را از خانهی خود خارج نموده باشد، باید غرامت آن را بپردازد یا خیر؟ حضرت مرقوم فرمود: او ضامن آن امانت است، ان شاء الله» [۳۵۰] . ۱۳٫ از محمد بن علی بن محبوب روایت شده که گفت: «مردی به فقیه عسکری (امام عسکری) علیه السلام نوشت: مردی، لباسی را به گازر (شویندهی لباس) داده تا آن را بشوید. و او آن لباس را برای شستن به یکی از همکاران خود داده و این لباس نزد او از بین رفته است. آیا گازر اول باید لباسی را که به دیگری سپرده به صاحبش برگرداند، هر چند فرد دوم هم، شخصی مورد اعتماد بوده است؟ حضرت مرقوم فرمود: گازر ضامن لباس است، مگر این که فردی مورد وثوق و اطمینان بوده باشد، ان شاء الله» [۳۵۱] . [ صفحه ۱۸۴]
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *