از دیدگاه اهل بیت, امامت و رهبری، حاکمان زمان

روایت امام هادی در تصریح به امامت امام عسکری (ع)

اشاره
۱) شیخ طوسی به سند خود از علی بن عمر نوفلی روایت کرده است که: «گفت: در خانهی امام هادی علیه السلام خدمت حضرت بودم که ابوجعفر (فرزند دیگر امام) بر ما گذشت. به امام هادی عرض کردم: ایشان پیشوای ما هستند؟ فرمود: خیر، پیشوای شما حسن علیه السلام است» [۵۴] . ۲) نیز شیخ طوسی از احمد بن عیسی علوی از فرزندان علی بن جعفر روایت کرده که گفت: «در «صریا» خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدیم و بر او سلام کردیم. ناگاه ابوجعفر و ابومحمد وارد شدند. به پا خاسته و به سوی ابوجعفر رفتیم تا بر او سلام کنیم، امام هادی علیه السلام فرمود: وی پیشوای شما نیست. امام و پیشوای خود را دریابید و به ابومحمد [امام عسکری] اشاره نمود» [۵۵] . ۳) کلینی از ابومحمد أسبارقینی، از علی بن عمرو عطار روایت کرده که: «گفت: حضور امام هادی علیه السلام رسیدم و پسرش ابوجعفر هنوز در قید حیات بود، من تصور کردم او همان امام و پیشوای ما است. به امام هادی عرض کردم: فدایت شوم، کدام یک از فرزندانت را امام بدانم؟ امام: هیچ کس را امام ندانید تا فرمان من به شما برسد. علی بن عمرو عطار میگوید: بعدها طی نامهای از آن حضرت پرسیدم، امامت و پیشوایی از آن کیست؟ حضرت در پاسخ نوشتند: از آن فرزند بزرگم. عطار میگوید: ابومحمد [امام عسکری] بزرگتر از ابوجعفر بود» [۵۶] . [ صفحه ۵۴] ۴) نیز کلینی از علی بن مهزیار روایت کرده است که گفت: «به امام هادی علیه السلام عرض کردم: اگر خدای ناکرده شما از دنیا بروید به چه کسی مراجعه کنیم؟ فرمود: امامت و پیشوایی من به فرزند بزرگم میرسد. یعنی حسن علیه السلام» [۵۷] . ۵) نیز از عیون المعجزات نقل کرده است: «علی بن مهزیار روایت کرده به امام هادی علیه السلام عرض کردم: من از پدرتان دربارهی پیشوای پس از او پرسیدم، وی به نام شما تصریح کرد. [شما بفرمایید] پس از شما پیشوایی و امامت از آن چه کسی خواهد بود؟ حضرت فرمود: از آن فرزند بزرگم. و به نام ابومحمد علیه السلام تصریح کرد و فرمود: پس از حسن و حسین، هیچ گاه دو برادر به امامت نرسیدهاند» [۵۸] . ۶) کلینی به سند خود از ابوبکر فهفکی روایت کرده است که گفت: «امام هادی علیه السلام برایم مرقوم فرمود: پسرم ابومحمد، خوش قریحهترین و با منطقترین فرد خاندان محمد صلی الله علیه و آله و از همهی فرزندانم بزرگتر و جانشین من است و مقام امامت و احکام آن به وی میرسد. بنابراین هر چه را میخواهی از من بپرسی، از او بپرس؛ زیرا آنچه را مردم بدان نیاز دارند نزد او است» [۵۹] . ۷) همو به سند خود از داوود بن قاسم روایت کرده که گفت: «از امام هادی علیه السلام شنیدم که میفرمود: جانشین پس از من حسن است. شما با جانشین بعد از این جانشین چگونه خواهید بود؟ عرض کردم: فدایت شوم، چه پرسشی است؟ حضرت فرمود: زیرا او را نمیبینید و روا نیست نامش را بر زبان آورید. عرض کردم: پس چگونه از او یاد کنیم؟ فرمود: بگویید: حجت آل محمد علیهم السلام» [۶۰] . ۸) نیز او از بشار بن احمد از عبدالله بن محمد اصفهانی روایت کرده که: «گفت: امام هادی علیه السلام فرمود: پیشوای پس از من کسی است که بر جنازهام نماز میگزارد. وی گفت: ما ابومحمد [امام عسکری علیه السلام] را تا آن زمان نمیشناختیم و سپس میگوید: [ صفحه ۵۵] ابومحمد وارد شد و بر پیکر او نماز گزارد» [۶۱] . ۹) همچنین کلینی به سند خود از یحیی بن یسار قنبری روایت کرده است که: «گفت: امام هادی علیه السلام چهار ماه پیش از رحلت خویش [در مورد امامت] پسرش حسن علیه السلام وصیت کرد و من و گروهی از دوستدارانش را بر این امر گواه گرفت» [۶۲] . ۱۰) نیز به سند خود از یحیی بن دریاب روایت کرده که: «گفت: پس از وفات ابوجعفر، خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم و به او تسلیت گفتم. ابومحمد (عسکری) که نشسته بود گریست. امام هادی علیه السلام به سمت او آمد و فرمود: خداوند – تبارک و تعالی – به جای او امر جانشینی را در تو قرار داده است، بنابراین خدا را سپاس گو» [۶۳] . ۱۱) نیز او از موسی بن جعفر بن وهب از علی بن جعفر روایت کرده است: «زمانی که محمد فرزند امام هادی از دنیا رفت، من نزد آن حضرت بودم. ایشان به حسن علیه السلام فرمود: پسر جان، شکر خدای را به جای آر، که امر پیشوایی و امامت را به تو سپرد» [۶۴] . ۱۲) همو به سند خود از احمد بن محمد بن مروان انباری روایت میکند: «هنگام از دنیا رفتن ابوجعفر محمد بن علی علیهما السلام حضور داشتم. امام هادی علیه السلام وارد شد، برای وی صندلی گذاشته شد و حضرت بر آن نشست و خانوادهاش پیرامون او قرار داشتند و ابومحمد [امام عسکری علیه السلام] کناری ایستاده بود. وقتی حضرت هادی از کار ابوجعفر فراغت یافت، رو به ابومحمد علیه السلام کرد و فرمود: پسر جان، خدای را سپاس گوی که منصب امامت را به تو سپرد» [۶۵] . ۱۳) کلینی به سند از جمعی از بنیهاشم که حسن بن حسن افطس از آن جمله است روایت کرده که: «گفت روزی که محمد بن علی بن محمد از دنیا رفت در منزل امام هادی علیه السلام حضور یافتند تا او را تعزیت گویند. آن حضرت روی فرشی که در حیاط خانهاش گسترده شده بود نشسته و مردم پیرامون وی نشسته بودند. آنان گفتند: ما تخمین زدیم که غیر از غلامان او و سایر مردم ۱۵۰ مرد از آل ابوطالب و بنیهاشم و قریش پیرامون حضرت حضور داشتند. در آن هنگام وی به حسن بن علی علیه السلام نگریست که با گریبان چاک زده وارد [ صفحه ۵۶] شد و سمت راست حضرت قرار گرفت و ایستاد، ما او را نمیشناختیم. امام هادی علیه السلام به او نگاهی کرد و پس از لحظاتی فرمود: پسر جان، خدای را سپاس گو که امر امامت و پیشوایی را به تو سپرد. آن جوان گریست و خدا را سپاس گفت و آیهی استرجاع را خواند و گفت: الحمد لله رب العالمین و أنا أسأل الله تمام نعمه لنا فیک و إنا لله و إنا الیه راجعون. دربارهی او پرسیدیم، گفتند: این، حسن پسر امام هادی است که در آن زمان سن او را اندکی بیش از بیست سال تخمین زدیم و تنها آن روز او را شناختیم و دانستیم که امام هادی علیه السلام منصب امامت را به وی سپرده و او را جانشین خود قرار داده است» [۶۶] . ۱۴) همچنین کلینی به سند خود از ابوهاشم جعفری روایت کرده است که گفت: «پس از درگذشت ابوجعفر، پسر امام هادی علیه السلام نزد آن حضرت بودم و با خود میاندیشیدم: گویی این دو، یعنی ابوجعفر و ابومحمد، در این زمان مانند ابوالحسن موسی بن جعفر و اسماعیل پسران جعفر بن محمد علیه السلام اند و سرگذشتشان نیز مانند آنها است؛ زیرا انتظار میرود ابومحمد پس از ابوجعفر به امامت برسد، اما قبل از این که سخن بگویم، امام هادی علیه السلام به سمت من آمد و فرمود: آری ای ابوهاشم، ارادهی الهی تعلق گرفته که ابومحمد بعد از مرگ ابوجعفر به امامت برسد، چرا که امامت ابومحمد، میان مردم معروف نبود هم چنان که ارادهاش تعلق گرفت پس از درگذشت اسماعیل، امامت موسی [بن جعفر] علیه السلام برای همگان آشکار گردد. و این قضیه آن گونه است که تو با خود اندیشیدی، هر چند باطل گرایان و یاوه گویان، از این امر ناخرسند باشند. و [بدان که] فرزندم ابومحمد جانشین پس از من است. او آنچه را مردم بدان نیاز دارند، میداند و لوازم امامت در اختیار او است» [۶۷] . ۱۵) همو به سند خود از شاهویه بن عبدالله جلاب روایت کرده که: «گفت: امام هادی علیه السلام در نامهای خطاب به من نوشت: خواسته بودی، دربارهی جانشین پس از ابوجعفر بپرسی و در این خصوص نگران بودی. اندوهگین مباش که خدای عز و جل (ما کان الله لیضل قوماً بعد اذ هداهم حتی یبین لهم ما یتقون) [۶۸] ؛ هیچ گروهی را پس از هدایتشان. گمراه نمیکند تا این که آنچه را باید از آن بر حذر باشند و بپرهیزند برایشان روشن نماید. پیشوای تو پس از من پسرم ابومحمد است و خواستههای شما نزد او است، و هر گونه خدا خواهد آنها را تأخیر و [ صفحه ۵۷] تقدیم میدارد: (ما ننسخ من آیه أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها) [۶۹] ؛ هر حکمی را نسخ کنیم، یا آن را به فراموشی بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را میآوریم. مطالبی که نگاشتم برای هوشمندان اهل خرد، روشنگر و قانع کننده است» [۷۰] .
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *