فرزندان و نوادگان

سخنی کوتاه در باب حکمت غیبت صاحب الامر

در واقع باید بگوییم که از حکمت غیبت طولانی صاحب الامر علیهالسلام هیچ کس جز علام الغیوب خبری ندارد. اما اگر به شرایط رقتبار سیاسی دوران عباسی نظری بیفکنیم خواهیم دید حکمت پوشیده و پنهان ماندن حضرت، از ناحیهی دشمنانی است که شبانه روز دقیقه شماری میکردند تا اطلاعی از آن بزرگوار به دست آورند و او را نابود گردانند. این امر از عبارات بسیار ائمهی معصومین علیهمالسلام و بویژه از کلمات صریح امام عسکری علیهالسلام روشن میشود که در فصول گذشته به ذکر آنها پرداختیم. شیخ طوسی (ره) در کتاب غیبت در جاهای چندی اشاره میکند که به تحقیق، غیبت ولی عصر علیهالسلام این است که حضرت ایمن بر جان خویش نبوده و نیست. چرا که ظالمین در صدد هستند تا او را به چنگ آورده، به قتل برسانند یا او را از تصرف در وظایفی که از ناحیهی امامت به او سپرده شده بازدارند. حال که چنین است و میان حضرت و مراد و مقصودش فاصله است (و او به مراد و مقصودش نمیرسد بلکه کشته میشود) قیام به امر امامت بایستگی و وجوب خود را از دست میدهد [۴۲۷] . مرحوم شیخ (ره) در باب علت غیبت حضرت یازده روایت ذکر کرده است که ما به برخی از آنها اشاره میکنیم. عن زراره قال سمعت اباجعفر علیهالسلام یقول: ان للقائم غیبه قبل ان یقوم، قلت: و لم؟ قال یخاف، و اوما بیده الی بطنه [۴۲۸] . زراره میگوید از امام باقر علیهالسلام شنیدم که میگفت: برای حضرت قائم علیهالسلام غیبتی است پیش از اینکه قیام کند، من از حضرت پرسیدم دلیل این امر چیست؟ فرمودند: او میترسد و با دستش به بطن خویش اشاره نمود. یعنی اگر در بین مردم ظاهر شود او را خواهند کشت. و عن زراره قال: قال ابوعبدالله علیهالسلام: یا زراره لابد للقائم من غیبه قلت: و لم؟ قال: یخاف علی نفسه، و اوما بیده الی بطنه [۴۲۹] . و باز زراره از قول امام صادق علیهالسلام نقل میکند که حضرتش فرمود: ای زراره، حضرت قائم علیهالسلام ناگزیر از غیبت است و من پرسیدم علت این امر چیست. حضرت فرمودند: او بر [ صفحه ۲۵۵] جان خویش میترسد و با دست خویش اشاره به شکم خود نمود. و عن عبدالله بن الفضل الهاشمی قال سمعت الصادق جعفر بن محمد علیهالسلام یقول: ان لصاحب هذا الامر غیبه لابد منها، یرتاب فیها کل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال لامر لم یوذن لنافی کشفه لکم، قلت: فما وجه الحکمه فی غیبته؟ قال علیهالسلام وجه الحکمه فی غیبته وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله تعالی ذکره، ان وجه الحکمه فی ذلک لاینکشف الا بعد ظهوره، کما لا ینکشف وجه الحکمه فیما اتاه الخضر علیهالسلام من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی علیهالسلام الی وقت افتراقهما. یابن الفضل: ان هذا الامر امر من امرالله تعالی و سر من سرالله و غیبه من غیبه الله، متی علمنا انه عزوجل حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمه و ان کان وجهها غیر منکشف [۴۳۰] . عبدالله بن فضل میگوید از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: بدرستی برای صاحب الامر علیهالسلام غیبتی است که او را چارهای از آن نیست که در امر غیبت هر اهل باطلی شک میکند. پرسیدم: دلیل این امر چیست؟ فرمودند: علتش امری است که ما اجازه بیان و کشفش را نداریم. آنگاه پرسیدم: غیبت حضرت حجت علیهالسلام چه حکمتی دارد؟ فرمودند: وجه حکمت در غیبت او چون وجه حکمت در غیبتهای حجتهای دیگر خدا است، براستی که حکمت غیبت حضرت روشن نمیشود مگر بعد از ظهورش. همان گونه که وجه حکمت اعمال حضرت خضر در شکستن کشتی و کشتن پسر بچه و ساختن دیوار، برای حضرت موسی علیهالسلام روشن نگردید مگر زمانی که آنها خواستند از یکدیگر جدا شوند. ای ابنفضل: محققا این امر، از امور الهی و سری است از اسرار الهی و غیبی است از غیوب الهی، و وقتی ما بدانیم و یقین داشته باشیم که خداوند عزوجل حکیم است باید تصدیق کنیم که همهی افعالش دارای حکمت است، گرچه وجه و سر این افعال بر ما روشن و منکشف نباشد. از روایات فوق چنین برگرفته میشود که مهمترین حکمت غیبت حضرت ولی امر، از [ صفحه ۲۵۶] ناحیهی دشمنان حضرت است. دشمنانی که مترصد فرصتی بودند تا در کمینگاهی او را به چنگ آورند و او را از پای در آورند. این عامل مهمی است که مسئله مستور ماندن و غیبت حضرت را ایجاد کرده است. ولی همان گونه که در آغاز این بحث اشاره کردیم غیبت حضرت خود از امور غیبی و از اسرار الهی است و این سخن امام صادق علیهالسلام به ابنفضل است و البته باید توجه داشت که هر فعلی از افعال خدا را حکمت و مصلحتی است که او علیم و خبیر به آن است و اگر کسی چنین باوری نداشته باشد و این ایمان و باور را در جان خویش رسوخ نداده، به تقویتش نپردازد بسیاری از افعال و کردارهای خداوند او را به شک و ریب وا میدارد و کم کم از راه حق منحرف میشود. همان گونه که امام علیهالسلام به ابنفضل اشاره فرمودند که در این غیبت طولانی اهل باطل و کسانی که به انحراف و کجروی گرایش دارند دچار شک و تردید میشوند و به ضلالت کشانده میشوند، پس تو باید مراقب کردار خویش باشی تا در زمرهی آنها قرار نگیری. [ صفحه ۲۵۷]
برگرفته از کتاب زندگی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته آقای علی اکبر جهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *