پاسخ به شبهات

شبه هایی در مورد شخصیت امام عسکری (ع)

اگر در روایات مطرح شده در این فصل، به ویژه مطالبی که دشمنان معاصر آن حضرت عنوان کردهاند، دقت نماییم، امام علیه السلام را شخصیتی بزرگ و بیمانند خواهیم یافت که دل و جان مردم زمان خویش را (از کرامات و بزرگواریهای خویش) سرشار ساخته است؛ زیرا حاکمان ستمکار دوران وی از جمله معتمد عباسی با وجودی که حضرت را در محاصره و تنگنا قرار میدادند، ولی بینهایت به او معتقد بودند. همین خلیفه، روزی از امام میخواهد برایش دعا کند، تا بیست سال دیگر زنده بماند و بار دیگر امام را از زندان خارج میکند و از او درخواست میکند تا شک و تردید را از دل مسلمانان بزداید. اگر خلیفه به امامت او و مستجاب الدعوه بودنش اعتقاد نداشت، هیچ گاه از او درخواست دعا برای خود نمیکرد و اگر مطمئن نبود که وی تنها فردی است که میتواند در برابر راهب [۱۵۷] بایستد و شک و تردید را از دل امت رسول خدا صلی الله علیه و آله برطرف نماید، او را از زندان خارج نمیکرد و همچنین اگر در گفتههای عبید و پسرش و بختیشوع طبیب و آن راهب مسیحی – که داناترین فرد مسیحی روی زمین در آن دوران به شمار میرفت – دقت کنیم، مظلمومیت این امام بزرگ، دلمان را پر از غم و اندوه میکند و از جفایی که بیشتر نویسندگان و تاریخنگاران جدید و قدیم بر آن بزرگوار روا داشتهاند، پریشان خاطر و نگران خواهیم شد؛ آنان همه چیز حتی نام و نسب شریف آن حضرت را پنهان داشته و جز اندکی از آنان کسی بدو اشاره نکرده است. نمیدانم چرا تاریخنگارانی چون طبری و دیگران – که معاصر او بودند – از آنچه دربارهی [ صفحه ۱۰۸] زندگی آن حضرت دیده و یا شنیده بودند چشم پوشیدند؛ مطالبی که اگر در تاریخ خود آورده بودند، به انصاف نزدیکتر بود تا آنچه اکنون در کتابهایشان آمده است. [افسوس] که آنان اغلب به چیزی جز نام و سال وفات آن حضرت اشاره نکردهاند. مؤلفان و نویسندگان طبقات، آنان که همهی مطالب حق و باطل و درست و نادرست را تدوین نموده، حتی دربارهی انسانهای فاسق و فاجر و بیمقدار و افراد جاهل و نادان و پیروان مسلکهای فاسد، داد سخن دادهاند، متأسفانه از امام عسکری علیه السلام که صدها قضیه و رخداد و فضیلت داشته، نامی به میان نیاوردهاند. آیا انصاف است که تاریخنگاری، آثار خویش را از بیان رخدادهای دروغین تاریخی و شرح حال کنیزکان و نوازندگان و رقاصههایی که کاخهای خلفای فاسد و تبهکار را پر کرده بودند، آکنده سازد، ولی از امام عسکری علیه السلام ذکر و یادی نکرده باشد؟ البته برخی، این بهانه را دستاویز قرار دادهاند که مدت عمر حضرت در دنیا آن اندازه طولانی نبوده که مزایا و فضایلش برای مردم روشن گردد [۱۵۸] . آنچه قلب انسان را جریحهدار میسازد، سخن برخی از آنها، از جمله ابنحجر است. وی که نسبت به اهلبیت حقد و کینه میورزد، آن جا که از امام حسن عسکری علیه السلام یاد میکند، میگوید: «ابنجوزی او را در کتاب الموضوعات ضعیف شمرده است!» [۱۵۹] . شگفتانگیز این که چگونه ابنجوزی در کتاب تحریم الخمر بن صحت حدیثی که از آن حضرت روایت شده، استشهاد میکند و میگوید: «به خدا سوگند، از ابوعبدالله حسین بن علی شنیدم که میگوید: به خدا سوگند، از عبدالله بن عطای هروی شنیدم که… میگفت: قسم به خدا، از حسن بن علی عسکری شنیدم…». و سپس در پایان آن، به نقل از فضل بن دکین میگوید: «این حدیثی صحیح و ثابت است که عترت پاک و گروهی دیگر آن را از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کردهاند» [۱۶۰] . اما در آخر کتابش هنگامی که روایتی را در فضیلت حضرت زهرا علیهاالسلام نقل میکند و حسن بن علی (عسکری علیه السلام) در سند آن روایت وجود دارد، وی را از جمله راویان ضعیف قلمداد [ صفحه ۱۰۹] میکند و میگوید: «این روایت جعلی است و حسن بن علی عسکری، همان حسن بن علی بن موسی بن جعفر ابومحمد عسکری و آخرین فردی است که شیعهی امامیه به امامت او اعتقاد دارد. او این حدیث را از پدرانش روایت کرده که اعتباری ندارد» [۱۶۱] . [ صفحه ۱۱۰]
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *