حوادث، وقایع، هجرت

مقایسه اوضاع ائمه اطهار (ع)

داستان مسلمان هم عصر ائمه علیهم السلام [۲۶] کاملا قابل انطباق با داستان بنی اسرائیل و حضرت موسی علیه السلام می باشد. آن مردم با وجود اینکه قرابت ائمه (ع) را با رسول اکرم (ص) می دانستند و مقام تقوائی و علمی و فضائل آنها بر همه روشن بود، و می دانستند که هیچکس هرگز با آنها برابری نمی کند و می دانستند که آنها از پیش خود چیزی نمی گویند و امرشان امر خداست اما چون اشخاصی بودند مانند قوم موسی (ع)، دلشان می خواست متحمل هیچگونه زحمتی نشوند و می خواستند خود امامان و خداوند، بروند و ریشه خلفاء را بکنند اما آنها سر جاهای خود بنشینند، و هیچگونه کمکی نکنند. البته این گونه [ صفحه ۹۰] مردم، به سرنوشت مردمی همانند خود، یعنی بنی اسرائیل دچار می شوند و بر سر آنها همان می آید که بر سر آنها آمد و چنانکه دیدیم، خداوند آنها را خوار و ذلیل کرد و به عزت نرسیدند و اشخاصی مانند خلفاء بر آنها مسلط شدند و خونهای آنها را به ناحق ریختند اموال آنها را به ناحق گرفتند و آنها را بناحق شکنجه ها کردند و به زندانها ریختند و انواع و اقسام فجایع را نسبت به آنها روا داشتند و آنها هم چاره ای جز سکوت نداشتند. از مهمترین مشکلات ائمه (ع) همزمان بودن آنها با چنین مردمی تنبل و از قبول مسئولیت فراری و گستاخ و پررو و بی ادب (مانند بنی اسرائیل) بود که ائمه علیهم السلام در آن حال، همان وضع حضرت موسی را داشتند و زبان حال آنها همان سختی بود که حضرت موسی (ع) گفته بود. همانکه خداوند از زبان او در قرآن فرمود است [۲۷] : خدایا من جز خودم و برادرم مالک کسی دیگر نیستم. و این موضوع یعنی همزمان بودن ائمه علیهم السلام (و از جمله امام حسن عسکری علیه السلام) با چنین مردم بی همت و سست و تن آسان و از مسئولیت فرار کن و گستاخ و بی ادبی، باعث می شد که ائمه علیهم السلام تنها باشند و نتوانند منشاء آثار عظیم شوند و جهانی را اصلاح کنند بلکه در عوض باعث می شد که نانجیب هائی مثل بنی امیه و بنی عباس، جای آنها را غصب نمایند و آنها هم چاره ای نداشته باشند. [ صفحه ۹۱] در حقیقت این موضوع اصلی ترین موضوع در سختی زمان ائمه علیهم السلام است و موضوعات دیگر همه از این موضوع ناشی می شوند، به زبان دیگر، این مصیبت برای ائمه، (ع) ام المصائب بوده است و هرچه مانند، سعایت و تهمت و بی احترامی استصعاف و جلوگیری از رفت و آمد شیعیان و زندان و حتی قتل آن حضرات (ع)، به آن وجودهای مقدس رسید، از این ناحیه رسیده است. برای این موضوع شواهد زیادی است اما برای رعایت اختصار به ذکر چند مورد اکتفا می کنیم: [ صفحه ۹۲]
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگی و زمان امام حسن عسکری علیه السلام نوشته: قوام الدین محمد وشنوی قمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *