زندگینامه

مقدمه ای در زندگی امام حسن عسکری (ع)

از برهههای مهم زندگی مظلومانه و سراسر رنج حضرت امام حسن عسکری علیه السلام دوره شش سالهی امامت آن حضرت بود که با دوران پر اختناق سه تن از خلفای عباسی، یعنی معتز (۲۵۴ – ۲۵۵ ه. ق) و معتمد از (۲۵۶ – ۲۶۰ ه. ق) مصادف بود. این محدودیتها و فشار و اختناق را میتوان ناشی از دو علت زیر دانست: ۱٫ در عصر امام عسکری علیه السلام شیعیان در عراق قدرتی بزرگ را تشکیل میدادند که اینان حاکمیت هیچ یک از خلفای عباسی را مشروع نمیدانستند و بر این باور بودند که امامت الهی در فرزندان علی علیه السلام باقی است و از سویی، امام عسکری علیه السلام نیز تنها شخصیت ممتاز این خانواده بود، از این رو حضرت بیش از دیگران تحت نظر مأموران حکومتی قرار داشت. ۲٫ خاندان عباسی و هواداران آنها طبق روایات و اخبار متواتر میدانستند که مهدی موعود – عجل الله تعالی فرجه الشریف – که تمامی حکومتهای خودکامه را در هم میکوبد، از نسل حضرت عسکری علیه السلام است. از این رو همواره مراقب بودند تا فرزند آن بزرگوار را به چنگ آورند و نابود کنند. از طرفی سران حکومت عباسی از نفوذ و موقعیت اجتماعی امام آگاه بوده و پیوسته نگران بودند، لذا آن حضرت را مجبور میکردند که در هفته دو روز به دربار حاضر شود. با توجه به آن فضای پر اختناق، میتوان فعالیتهای امام عسکری علیه السلام در جهت حفظ اسلام و مبارزه با اندیشههای انحرافی را، در ابعاد گوناگون بررسی کرد: ۱٫ کوششهای علمی حضرت، از جمله تربیت بیش از یکصد شاگرد عالم و هدایت کردن فیلسوف بزرگ آن زمان، اسحاق کندی که دربارهی تناقضهای قرآن کتابی تألیف کرده بود؛ ۲٫ ایجاد شبکهی ارتباطی توسط امام علیه السلام؛ ۳٫ فعالیتهای سیاسی پنهان؛ [ صفحه ۲۰] ۴٫ حمایت مالی از شیعیان، به ویژه یاران خاص؛ ۵٫ تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه، از جمله نامهی مهم آن حضرت به علی بن حسین بن بابویه قمی که بسیار در خور توجه است؛ ۶٫ استفادهی گسترده از اخبار غیبی؛ ۷٫ آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت. اما کتاب شریفی که پیش رو دارید، نتیجهی سالها تلاش پیگیر فاضل محقق حجهالاسلام و المسلمین محمدجواد طبسی است که به گونهای مبسوط به تبیین زندگی و شخصیت امام عسکری علیه السلام پرداخته و ابعاد گوناگون حیات سیاسی، اجتماعی آن امام همام را مورد تحقیق و بررسی قرار داده است. تا کنون کمتر کتابی، تحلیلی چنین جامع از زندگی و شخصیت امام عسکری علیه السلام به دست داده است و اگر کتاب حاضر را در نوع خود بینظیر، ندانیم، بیتردید کتابی کم نظیر است. برای این که عموم شیفتگان خاندان عصمت و طهارت از این کتاب بهره ببرند، ترجمهی آن از جانب مؤلف به حقیر محول شد که به یاری خدا و توجهات امام عسکری علیه السلام این کار به انجام رسید و به اهتمام بیدریغ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزهی علمیهی قم چاپ و منتشر شد. امید است که مورد استفادهی دلباختگان ساحت اهلبیت علیهم السلام واقع شود و بزرگان اهل قلم، کاستیهای آن را با دیدهی اغماض نگریسته و با رهنمودهای خویش مترجم را مرهون الطاف خود گردانند. قم – عباس جلالی [ صفحه ۲۱]
پیشگفتار
اشاره
سپاس خدایی را که حمد و ثنا را کلید یاد خود و راهنمای نعمتهایش قرار داد، و درود او بر سرور پیامبران حضرت محمد صلی الله علیه و آله و اهلبیت پاک او باد. تردیدی نیست که تاریخ نگاری و ثبت و گردآوری حوادث و رخدادهای زندگی زمینی انسان، از بزرگترین موفقیتهای بشر تاکنون بوده که طی روزگاران و به منظور پیوند دادن امروز انسان به گذشتهی وی از سوی مورخان صورت گرفته است، تا وسیلهای برای دستیابی به آیندهای برتر باشد. در این راستا اشکالهایی بر گنجینهها و میراث تاریخی وارد شده و ما را ناگزیر میسازد که در آغاز امر، صحت کلیهی مطالب موجود در آنها را نپذیریم و به صورت علمی و بر مبنای حقایق به بررسی آنها بپردازیم، با این هدف که سره از ناسره و حقیقت از پیرایهها را باز شناسیم. مهمترین اشکال این است که بیشتر این میراث و گنجینههای تاریخی از تأثیر عوامل روحی و اجتماعی و سیاسی که پی آمد آن، انحراف قلم تاریخ نگاران از راه حق و حقیقت بوده، مصون نمانده است. شاید نیرومندترین عوامل گمراه کننده که مانع پذیرش حق و گردآوری و تدوین آن گشته، رواج سالوسگری و چاپلوسی در دربار شاهان، به انگیزهی کسب دهشها یا به علت بیم و هراس از خشم آنان و یا انگیزهی تعصب کورکورانه و تقلیدگرایی بدون دلیل و تحمیل آرای از پیش تعیین شده بر رخدادهای تاریخی و تأمین نظر حاکمان بوده است؛ بی آن که از جنبهی علمی دقیق و نظریههای واقعی، منصفانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و چه بسا نسلهای بعدی فرد ستمکار و غاصب و مورد نفرتی را همواره الگوی عدالت و احسان قلمداد کردهاند! سپاس خدایی را که در سنت تغییر ناپذیر خود، مقرر داشته که کف سیلاب نابود شدنی [ صفحه ۲۲] است و آنچه برای مردم سودمند واقع میشود، در زمین ماندنی خواهد بود. به راستی که او حق را بر باطل چیرگی داد تا باطل را محو و نابود سازد و باطل نابود شدنی است. پیشوای یازدهم ما حضرت حسن بن علی عسکری علیه السلام در عرصهی میراث تاریخی، علاوه بر مظلومیت عمومی اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام، از مظلومیتی ویژهی خود برخوردار بوده است. برخی از تاریخ نگاران دربارهی تاریخ دوران حضرت، سعی کردهاند در مورد آن بزرگوار، خود را به تجاهل زده و در حق او ستم روا دارند، به گونهای که حتی از بیان نام مقدس آن حضرت نیز سر برتافتهاند، گویی از این امام، که در زمان خود پیشوای مردم بوده است، در عرصهی تاریخ آن زمان، هیچ گونه اثری مشاهده نکردهاند. بعضی به این بهانه که وی چند سالی بیشتر نزیسته و فضایل و مکارم پسندیدهی او ظاهر نشده، به بیان نام و سال وفات آن حضرت بسنده نموده و از ذکر فضایل و صفات برجستهی آن بزرگوار خودداری کردهاند! برخی نیز به سان افراد مبتلا به چشم درد که در روز روشن به قرص خورشید بنگرند، بدان حضرت نگریستهاند. بدیهی است چنین افرادی نه توان نگریستن به خورشید را دارند و نه قادر بر انکار روشنایی آن میباشند… با این وجود بعضی از مورخان، مانند: ابن صباغ مالکی، گنجی شافعی، محمد بن طلحهی شافعی، سبط بن جوزی، شبراوی شافعی، قندوزی حنفی و دیگران منصفانه به بیان حق پرداخته و دست از لجاجت و سرسختی برداشتهاند و واقعیتهایی را که بدان رسیدند بیان نموده و در آثار خویش، فصلهایی را به امام عسکری علیه السلام اختصاص داده و فضیلتها و صفات برجستهی آن حضرت را برشمردهاند.
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *