پدر و مادر (شجره نامه)

نام مادر امام عسکری

دربارهی نام مادر حضرت میان مورخان اختلاف است؛ برخی او را سلیل خواندهاند [۵] و برخی دیگر نامش را حدیث گفتهاند و دستهای دیگر او را سوسن میشناسند. در اصول کافی آمده است که حضرت عسکری علیهالسلام در ماه ربیع الاول سال ۲۳۲ متولد شده است و مادرش امولد بوده که او را حدیث یا سوسن مینامیدهاند [۶] . در کلامی دیگر آمده است که امام دهم علیهالسلام همسرش را چنین ستودهاند: نام آن بانوی بزرگوار سلیل است و او دور از هر گونه پلیدی و آلودگی است [۷] . از واژگان امام دهم چنین برگرفته میشود که آن بانو زنی مومنه و صالحه بودهاند و علمای رجال نیز مادر حضرت عسکری را شخصی پرهیزگار و عالی مقام دانستهاند گرچه در مورد نام ایشان اتفاقنظر ندارند. آنچه در این مقام گفتنی است که این بانو زنی امولد بوده است و به خدمت حضرت علی النقی علیهالسلام آمده است. بعدها فرزندی چون حسن عسکری را در بطن خویش میگیرد [ صفحه ۱۴] و او را میپروراند؛ طفلی که امامت و زعامت جامعه را پس از پدر خویش بر عهده میگیرد. بدین مناسبت برخی گفتهاند که چگونه است که موجودی حقیر، به انداهای شرافت و عزت مییابد که امامی او را به همسری خویش برگزیند و امام پس از او نیز از بطن چنین زنی پا به عرصهی وجود میگذارد؟ باید بگوییم که بر پایهی مکتب انسانساز اسلام کنیز بودن هیچ نقصی برای انسان ایجاد نمیکند؛ چرا که همهی انسانها در پیشگاه آفریدگار یکتا، بندهاند و شرافت و فضیلت به تقوا و پرهیزگاری است. همان گونه که خدای سبحان در قرآن چنین میگوید: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر [۸] ای مردم، ما شما را زن و مرد بیافریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا بدانید که گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست. محققا خداوند علیم و خبیر است. پیامبر گرامی اسلام از آغاز بعثت بتدریج شرایطی را فراهم کرد تا بردگان از آزادی برخوردار گردند و چون دیگر انسانها به شرافت و عظمت راستین خویش دست بیازند. پس ملاحظه میشود که از دیدگاه انسان مکتبی، کنیز بودن هیچ عیبی در روح و روان آدمی ایجاد نمیکند. اگر از آیات و روایات صرفنظر کنیم و به خرد و علم مراجعه کنیم درخواهیم یافت که این دو منبع هم این مسئله را نقصی بر انسان نمیشمارند و تجارب تاریخی نشان داده است که در درازای تاریخ بشری انسانهای به ظاهر پست به مقامات والایی رسیدهاند و خردورزان هیچ خردهای بر آنها نگرفتهاند. اگر چنین خردهگیری پذیرفته افتد، باید گفت که برخی از انبیا نیز شایستهی مقام رسالت و نبوت نبودهاند؛ چرا که آنها نیز به خدمت دیگران در میآمدند و یا به پیشههای بیارزش روی میآوردند. موسی علیهالسلام سالهای بسیاری در خدمت حضرت شعیب علیهالسلام بوده و به خدمتگزاریش سرگرم بوده است؛ بسیاری از آنها به شبانی و کشاورزی میپرداختند و به این کار نیز افتخار میکردند. پس میبینیم که علاوه بر عقل و نقل، تجارب تاریخی نیز چنین امری را حقیر نمیشمارد. [ صفحه ۱۵]
برگرفته از کتاب زندگی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته آقای علی اکبر جهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *