آثار

نگاهی به کتب منسوب به امام عسکری علیه السلام

نگاهی به کتب منسوب به امام عسکری علیه السلام

فیض وجود امام حسن عسکری علیه‏السلام در شهر سامراء، سبب شد تا دانشمندان و بزرگان زیادی، از نقاط مختلف جهان اسلام، برای کسب فیض از این وجود نورانی، به سامراء رفته و از علوم ایشان بهره‏مند شوند. پس از حضرت عسکری علیه‏السلام آثاری در محافل علمی بجای ماند که منسوب به ایشان گردید، که بطور بسیار اجمالی به بررسی آن می پردازیم.

تفسیر امام عسکری علیه السلام
کتاب تفسیری به امام عسکری علیه‏السلام نسبت داده شده که شامل تفسیر سوره حمد و قسمتی از سوره بقره است . این کتاب از ابتدای طرح آن در محافل علمی از قرن چهارم تاکنون مورد قضاوتهای گوناگونی قرار گرفته است. عده‌ای آن را از آثار امام دانسته و احادیثی نیز از آن نقل کرده‌اند و برخی دیگر آن را ساختگی شمرده و اعتبار علمی ‌اش را منتفی دانسته‌اند . بخشی از این قضاوتها متکی به سند کتاب است ؛ زیرا دو نفر به نامهای یوسف بن محمد بن زیاد ، و محمد بن سیّار ، اساس روایت آن هستند و واسطه این دو و صدوق ، محمد بن قاسم استرآبادی است ، گرچه براساس روایت ابن شهر آشوب، حسن بن خالد برقی نیز راوی این تفسیر است.(۱) علاوه بر ابهام و اشکالاتی که در هویت افراد فوق به جز خالد بن حسن وجود دارد در کیفیت سند و نیز اینکه آیا این دو نفر خود راوی کتاب هستند یا پدرانشان ، صحت انتساب آن به امام علیه‏السلام را زیر سؤال می‌برد و برخی از علما به اشکالات بالا پاسخ داده‌اند .
اشکال دیگری که بر کتاب وارد شده این است که در آن روایاتی نقل شده که از نظر محتوی جداً قابل انتقاد و ایراد بوده و گاهی به صورتی آمیخته با خرافات است که به هیچ وجه نمی‌توان آن را به امام علیه‏السلام نسبت داد. چنانکه علامه تستری چهل مورد از این نمونه‌ها را ارائه داده است. (۲)
بروشنى معلوم مى‌شود که « المقنعه » مورد بحث همان کتاب رجاء بن یحیی است که آن را از امام هادی علیه ‏السلام روایت کرده و در خانه امام عسکری علیه ‏السلام بوده که در سال ۲۵۵ از آن خانه بیرون آورده شده است
از میان مخالفین ، ابن الغضائری ، علامه حلّی ، علامه بلاغی و آیت الله خوئی را می‌توان نام برد .
در مقابل ، عده‌ای دیگر سخت با نسبت آن به امام موافقند که از آنان ، صدوق ، طبرسی صاحب احتجاج ، کَرَکی ، مجلسی اول و دوم شیخ حرّعاملی را می‌توان نام برد.
برخی دیگر از علما حد وسط را برگزیده و نظر داده‌اند که این تفسیر نیز مانند کتب دیگر می‌تواند مورد انتقاد قرار گرفته و روایات صحیح آن پذیرفته شود ، علامه بلاغی ضمن رساله‌ای در نقد آن ، مواردی را که موجب سلب اعتبار از آن تفسیر می‌شود ، برشمرده است.(۳)
نکته مهم این است که علی بن ابراهیم قمی و محمد بن مسعود عیاشی هیچ کدام در تفسیرهای خود ، روایتی از این کتاب نقل نکرده‌اند و این خود می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در قضاوت درباره این تفسیر داشته باشد .

کتاب المقنعه
کتاب دیگری به امام علیه‏السلام نسبت داده شده که راوی آن گویا ابن شهر آشوب است . این کتاب در نسخه‌ای از مناقب با عنوان « کتاب المنقبه » ضبط شده و صاحب ذریعه نیز تحت همین عنوان بدان اشاره کرده است اما در چاپ نجف و قم از مناقب با عنوان « رساله المقنعه » از آن یاد شده است . بیاضی نیز بعدها از آن با عنوان « کتاب المقنعه » یا « رساله المقنعه » یاد کرده است.(۴) در هر دو کتاب اشاره شده که این کتاب مشتمل بر علم حلال و حرام است ، بنابر این طبعاً نمی‌تواند مجموعه‌ای در مناقب باشد و لابد باید در آن تصحیفی صورت گرفته باشد .
اشکال دیگری که بر کتاب وارد شده این است که در آن روایاتی نقل شده که از نظر محتوی جداً قابل انتقاد و ایراد بوده و گاهی به صورتی آمیخته با خرافات است که به هیچ وجه نمی‌توان آن را به امام علیه‏السلام نسبت داد. چنانکه علامه تستری چهل مورد از این نمونه‌ها را ارائه داده است
آنچه که مطلب را کاملاً آشکار می‌کند این است که نجاشی در ذیل نام « رجاء بن یحیی بن سامان عبرتائی کاتب » می‌نویسد :
او از امام هادی علیه‏السلام روایت می‌کرده و به وسیله پدرش که در خانه ابوالحسن کار می‌کرده به خانه آن حضرت راه یافته و از خواص وی شده و کتابی با عنوان « المقنعه فی ابواب الشریعه » از او نقل کرده است و ابوالمفضل شیبانی نیز آن را از رجاء بن یحیی روایت کرده است.(۵)
اگر در کنار این نقل روایت سید بن طاووس را ـ به نقل از آقابزرگ ـ از علی بن عبدالواحد که می‌گوید : « انّه اخرج المقنعه من دار ابى محمد العسکرى فی سنه ۲۵۵» (۶) و روایت مناقب را که می‌گوید : « رساله مقنعه امام عسکرى درسال ۲۵۵ ق تألیف شده» (۷) قرار دهیم بروشنى معلوم مى‌شود که « المقنعه » مورد بحث همان کتاب رجاء بن یحیی است که آن را از امام هادی علیه ‏السلام روایت کرده و در خانه امام عسکری علیه ‏السلام بوده که در سال ۲۵۵ از آن خانه بیرون آورده شده است . جالب توجه است که در مناقب تصریح شده : «در آغاز کتاب المقنعه آمده : « أخبرنی علی بن محمّد بن موسی » که همان امام هادی علیه‏ السلام است. ابوالمفضل در سال ۳۱۴ از رجاء بن یحیی نقل حدیث کرده که فوت رجاء نیز در همین سال اتفاق افتاده است.(۸)

پی نوشت:
۱) تاریخ غیبت صغرى، سید محمد صدر، ص ۱۹۵ ـ ۱۹۶ .
۲) الأخبار الدخلیه، ج۱، ص ۴۹٫
۳) رساله حول التفسیر المنسوب الى الامام العسکرى، علامه محمدجواد بلاغى، تحقیق رضا استادى، ص ۱۳۷ ـ ۱۵۱٫
۴) مناقب، ج۴، ص ۴۲۴؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص ۱۷۵؛ ذریعه، ج ۲۳، ص ۱۴۹؛ اعیان الشیعه، ج ۴، جزء ۲، ص ۱۸۸٫
۵) رجال‌نجاشى، ص ۱۱۹
۶) ذریعه، ج۲۲، ص ۱۲۴، از اقبال الاعمال.
۷) مناقب، ج۴، ص ۴۲۴٫
۸) مکارم الأخلاق، ص ۴۵۸؛ ذریعه، ج۲۲، ص ۴۲۱؛ نوابغ الرواه ص ۳۱٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *