حوادث، وقایع، هجرت

چرا امام حسن عسکری (ع) همواره در زندان بودند؟

طاغوتهای بنیعبّاس از چند جهت در مورد امام حسن عسکری علیه السلام ترس و نگرانی داشتند و حساس بودند:(۵۶) جمعیت شیعیان در آن عصر، به خصوص در عراق بسیار بود و طاغوتها میترسیدند که آنها قدرت را به دست گیرند و با زعامت و رهبری امام حسن عسکری علیه السلام تاج و تخت عباسیان را واژگون نمایند.
شیعیان در این زمان به قدری نیرومند بودند که احمد بن عبید اللَّه بن خاقان میگوید: جعفر کذّاب (برادر دروغگوی امام حسن عسکری علیه السلام که بعد از ایشان به دروغ ادعای امامت کرد) نزد پدرم (عبید اللَّه که دارای مقام عالی در دربار خلیفه عبّاسی بود) آمد و گفت: مقام برادرم را به من بده و من هم در عوض، سالی بیست هزار دینار برای تو میفرستم.
پدرم به او تندی کرد و با خشم و ناسزا به او گفت: ای احمق نادان! خلیفه، به روی معتقدین (و شیعیان) به امامت پدرت و برادرت (امام حسن عسکری علیه السلام) شمشیر کشید، تا آنها را از این اعتقاد برگرداند، (ولی) نتوانست؛ بنابراین اگر آنها و شیعیان، امامت تو را قبول دارند، (تو دیگر) نیاز به خلیفه و غیر او نداری؛ (ولی) اگر آنها تو را به امامت قبول ندارند، به وسیله ما هرگز نمیتوانی به این مقام (امامت بر شیعیان) برسی. پدرم از آن به بعد، اصلاً به جعفر (کذّاب) اعتنایی نکرد، و تا زنده بود اجازه نداد که جعفر (کذّاب) نزد او بیاید.
۲ – از سوی دیگر باید به این مسأله مهم نیز توجه داشت که شیعیان توجه خاصی به امام حسن عسکری علیه السلام داشتند و اموال بسیاری را به محضر ایشان میرساندند، به عنوان مثال: آن حضرت یکبار صدهزار دینار (یعنی صدهزار مثقال طلا، که اکثراً از پولهایی بود که شیعیان به آن حضرت داده بودند) به یکی از دوستان و نمایندگان مورد اطمینانش به نام علی بن جعفر همّانی داد تا بین مستمندان و شیعیان در مراسم حج، تقسیم کند، و بار دیگر صدهزار دینار برای او فرستاد و بار سوم سیهزار دینار برای او حواله کرد.
۳ – تلاشهای سیاسی امام حسن عسکری علیه السلام، نامهها و پیکهای ایشان، فعالیت شاگردان و نمایندگان ایشان، گفتار سازنده و حرکتبخش ایشان و… همه و همه نشان میداد که ایشان نه تنها هرگز تسلیم دستگاه طاغوتی بنیعباس نیست؛ بلکه زمینهسازی فرهنگی و سیاسی عمیق و گستردهای بر ضدّ آن دستگاه و حکومت انجام میدادند.
۴ – طبق روایات متعدد و متواتر، همه مسلمانها میدانستند که سرانجام قائم آل محمد حضرت مهدی علیه السلام ظهور میکند و واژگونی تاج و تخت شاهان و سلاطین جور و ستم در سراسر جهان به دست ایشان انجام خواهد شد؛ و از طرف دیگر هم میدانستند که این مصلح جهانی از نسل امام حسن عسکری علیه السلام است؛ لذا در مورد ایشان، بسیار حساس بودند و احساس خطر میکردند؛ بر همین اساس حضرت مهدی علیه السلام از زمان تولد در سال ۲۵۵ حتی در عصر پدر بزرگوارشان (تا سال ۲۶۰ بعضی ۵ سال) جز برای یاران و شیعیان مخصوص (از دیدگان افراد دیگر) مخفی بودند.
عالم خبیر محدث قمی در این باره مینویسد: سه نفر از خلفای بنیعباس خواستند که امام حسن عسکری علیه السلام را بکشند؛ زیرا به آنها خبر رسیده بود که حضرت مهدی علیه السلام در صلب ایشان است. آنها امام حسن عسکری علیه السلام را چندین بار زندانی نمودند.
همچنین روایت شده است که امام حسن عسکری علیه السلام هنگام ولادت حضرت مهدی علیه السلام فرمودند: ظالمان پنداشتند که مرا میکشند تا اینکه نسل مرا قطع نمایند، آنها قدرت خداوند قادر را چگونه دیدهاند؟!
این عوامل و نظیر آن، موجب شد که طاغوتیان بنیعباس، سختترین فشار و اختناق و سانسور را بر امام حسن عسکری علیه السلام و یاران ایشان وارد سازند. امام برای حفظ یاران خود به پنهانکاری و رازپوشی تأکید میکردند، تا آنجا که عثمان بن سعید عمری یار مخصوص ایشان (و اولین نایب خاص امام مهدی علیه السلام) در لباس روغنفروش مطالب را محرمانه از امام علیه السلام به شیعیان و برعکس گزارش میداد؛ از این رو به او سَمّان (روغنفروش) میگفتند.(۵۷)
برگرفته از کتاب سیری در زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته: محمد حسین زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *